آرشیو اخبارجدیدترین اخبارعلمی و حوزویهمه مطالب سایتیادداشت ها

بازتاب های سخنان سید کمال حیدری از دیدگاه استاد خسروپناه

به گزارش روابط عمومی دفتر، استاد عبدالحسین خسروپناه استاد تمام حکمت اسلامی و دارای درجه اجتهاد در فقه و اصول و مدرِّس فلسفه، علوم عقلی، عرفانی و فقه مضاف در مقطع دکتری دانشگاه ها و سطوح عالی حوزه علمیه قم واز نظریه پردازان فلسفه و حکمت به شمار می آید. به دنبال مطرح شدن دیدگاه های گوناگون پیرامون سخنان سید کمال حیدری و بیانیه آیت الله اراکی و واکنش های بعدی، مطالبی بیان نمودند که در ادامه تقدیم می گردد.

 

س ـ ضمن عرض سلام و تشکر از فرصتی که جناب استاد خسروپناه در اختیار ما گذاشته اند، موضوع روز و داغ ترین خبر رسانه های حوزوی و مطرح ترین بحث و چالش این روزها، بیانیه ی آیت الله محسن اراکی ریاست سابق مجمع تقریب مذاهب اسلامی و استاد دروس خارج حوزه علمیه است که در آن مواضع و سخنان سید کمال حیدری را تخطئه و محکوم کرده بودند و پس از آن نیز واکنش جامعه مدرسین و گروهی از چهره های معروف. جنابعالی این اتفاق را چگونه می بینید؟

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد للّه رب العالمین و صلی اللّه علی رسول اللّه و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین لا سیّما حجة بن الحسن العسکری أرواحنا لتراب مقدمه الفداء

قال الله الحکیم فی کتابه الکریم: (سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيهَا) نساء، آیه ۹۱.

در آغاز سخن تبریک عرض می کنم ایام وحدت مسلمانان را، میلاد با سعادت نبی گرامی اسلام و ولادت امام صادق علیهما السلام. امیدوارم در این ایام، مسلمانان بیش از گذشته به تأمل و تفکر بپردازند که (تفکّر ساعة أفضل من عبادة سبعین/ستّین سنة). بشناسیم وضعیت خودمان را و عصر و زمانه را خوب درک کنیم.

آیه ی ۹۱ سوره ی نساء که تلاوت شد می‌فرماید که: (به زودی گروهی دیگر را می یابید که می خواهند از ناحیه ی شما و قوم (مشرک) خود، ایمن و آسوده باشند، اما هر بار به فتنه دعوت شدند، با سر در آن فرو رفته‌اند) و انصافا امروز ما در دوران فتنه به سر می بریم. فتنه ی معرفتی، بینشی، منشی و فتنه های کنشی که مع الأسف جهان اسلام را مبتلا کرده است و برای خروج از این فتنه ها بصیرت‌زایی لازم است.

خوب اتفاقی در این روزهای اخیر افتاد که جناب آقای سید کمال حیدری بحثی را مطرح کرد. آن هم در یک رسانه ای که محل تأمل بود. به ویژه در آستانه ی وحدت. ایشان به علمای شیعه نسبت داد که اجماع شیعیان بر این است که اهل سنت را کافر می دانند، کافر باطنی!

خوب، خیلی هم این مسئله را توضیح ندادند و در واقع آن چه شاید توده ی مردم از ظهور کلام استفاده می کردند این بود که شیعیان، و علمای شیعه اهل سنت را کافر می دانند. کافر هم که نجس است و آن احکام خاص بر او بار می شود. البته اگرچه خیلی سریع از این مطلب هم می گذرد که کفر ظاهری را نمی گویم، کفر باطنی را. ولی خوب باید توضیح داده بشود.

در مورد سخن ایشان باید گفت: اولا: این بحث اجماعی نیست و بسیاری از علما به صراحت ایمان همه ی مسلمانان را ذکر کرده اند. فقط در بحث ناصبی، بحث جدی دارند که می دانید کفر ناصبی را خیلی از اهل سنت هم قبول دارند. لکن در این ایام وحدت، ایشان این بحث را مطرح کردند و باعث یک سری اختلافات می شود و اگر جناب آقای استاد سید کمال حیدری توجه نکنند و این مشی را ادامه بدهند و اینگونه گزینشی آراء و انظار متفکران اسلامی را در رسانه ها بیان کنند، چه بسا خدای ناکرده باعث خونریزی ها بشود و بهانه به دست داعشی ها و تکفیری ها داده شده و دیگر نتوان این پدیده را جمع کرد.

اگر جناب آقای استاد سید کمال حیدری توجه نکنند و این مشی را ادامه بدهند و اینگونه گزینشی آراء و انظار متفکران اسلامی را در رسانه ها بیان کنند، چه بسا خدای ناکرده باعث خونریزی ها بشود

خوب، این باعث شد که جناب آیت الله اراکی آمدند و یک بیانیه ای دادند و اظهارات سید کمال حیدری را دروغ و بدعت معرفی کردند و فرمودند که باید با چنین شخصی برخورد یک انسان دروغگو و بدعت گزار و کسی که نسبت دروغ بزرگ و تهمت عظیمی به علما می زند، باید او را این گونه معرفی کرد و نقد کرد.

البته برخی اظهار داشتند که این بیانیه می توانست قدری رقیق تر و آرام تر نوشته بشود. من اینجا می خواهم بگویم که واقعا اگر در این زمان امام راحل (ره) زنده بودند، در مقابل این حرکت های تفرقه آمیز چه برخوردی می کردند؟ شما یادتان هست که آن خبرنگاری که درباره ی حضرت زهرا (س) آن حرف ها را زد، حضرت امام (ره) با تندی برخورد کرد تا این فرهنگ غلط رواج پیدا نکند.

 

س ـ چرا به تا کنون آقای سید کمال حیدری فرصت گفتگو داده نشده است و چرا اشکالات مطرح شده را ایشان منتقل نمی شود؟

بارها و بارها با آقای حیدری صحبت شده است و گفته شده است و تذکر داده شده است که اینقدر گزینشی سخنان علما را نبیند و نقل نکند و با علمایی همچون حضرت آیت الله العظمی سیستانی که از مراجع بزرگ جهان تشیع است با ادبیات غیر اخلاقی و تند و بسیار غیر منطقی سخن نگوید، آرام تر حرف بزند، منطقی تر حرف بزند. و گفتارش را عالمانه بیان کند.

بارها و بارها با آقای حیدری صحبت شده است که اینقدر گزینشی سخنان علما را نقل نکند و با مراجع بزرگ جهان تشیع با ادبیات غیر اخلاقی و تند و بسیار غیر منطقی سخن نگوید!

این که در یک کتابی، یک گوشه ای، یک عبارتی را بردارید و به قول معروف خیلی پر رنگ مطرح کنید، این شیوه ی منطقی و اخلاقی نیست. آن هم در ایام وحدت شیعه و سنی، این سخنانی را مطرح کنید که باعث افروختن آتش فتنه بین مسلمانان و جنگ افروزی و تفرقه افکنی بین فرق اسلامی بشود. و باعث کشاندن آن ها به جنگ و برادرکشی بشود. این ها تعابیر جناب آیت الله اراکی است. خوب آیا واقعا غیر از این است؟ به هر حال اگر ایشان این مسیر را ادامه بدهد تبعات بسیار بسیار خطرناکی را به دنبال خواهد داشت.

من چند سال پیش در مؤسسه پژوهشی حکمت وفلسفه ایران شعبه ی قم، ایشان را دعوت کردم. یک جلسه ی خصوصی شخصا با ایشان داشتم و در جلسه ای اعضای هیئت علمی و فضلای قم را هم دعوت کردیم. ایشان آمد حرف هایش را زد. دوستان هم حرف هایی را زدند نقدهایی کردند. در واقع این نقدها هم خیلی صریح، شفاف، منطقی و اخلاقی بیان شد.

البته روحیه ی آقای سید کمال حیدری این است که اولا وسط کلام دیگران می پرد و اجازه نمی دهد که حرف تمام بشود. یعنی می گوید من فقط حرف بزنم بقیه فقط گوش بدهند. و جهت اطلاع سروران عزیز عرض بکنم من حدود یک ماه پیش به عنوان مسئول دبیرخانه ی هیئت حمایت از کرسی های نظریه پردازی نقد و مناظره، یک نامه ی رسمی هم به ایشان نوشتم که هیئت حمایت از کرسی ها آمادگی دارد برای شما در قم یا تهران یا هر شهر دیگری که تمایل دارید جلسه ی کرسی را برگزار کند. حرف هایتان را بزنید. دیگران هم حضور داشته باشند. اجازه بدهید آن ها هم نقد کنند. و یک گفتگوی دوستانه صورت بگیرد.

روحیه ی آقای سید کمال حیدری این است که اجازه نمی دهد دیگران صحبت کنند یعنی فقط من حرف بزنم، بقیه فقط گوش بدهند!

لکن ایشان نپذیرفت و اصلا جواب نامه ی ما را هم نداد. بنابراین هم شخصا ایشان را دعوت کردم که خیلی اجازه نمی داد دوستان حرف بزنند و هم اینکه به صورت کتبی و رسمی از ایشان درخواست گفتگو و مناظره کردیم و استقبالی نکردند.

 

س ـ حضرتعالی واکنش آیت الله اراکی و جامعه مدرسین حوزه علمیه را چطور ارزیابی می کنید؟ آیا بیانیه ایشان قدری تند و دور از انتظار نبود؟

به خاطر همین شیوه ی سید کمال حیدری است که حضرت آیت الله اراکی فرمودند که باید با ایشان معامله ی فاسقان بدعت گزار نمود و به تعبیری، آیت الله اراکی ایشان را تفسیق کرد، تکفیر نکرد. بعد هم جامعه ی مدرسین حوزه علمیه ی قم بیانیه ای دادند و در واقع توضیح دادند که نباید سخنان سید کمال حیدری را در واقع به نام حوزه علمیه معرفی کرد و تلقی نمود. حوزه علمیه اصلا سخنان تفرقه آمیز را نمی پذیرد. اصلا سخنانی را که ناظر به کفر مسلمانان و متدینان جهان است را نمی پذیرد. نهی کردند و هشدار دادند. بالاخره وظیفه ی جامعه ی مدرسین است که اگر انحرافی در تفکر اسلامی صورت گیرد، آن را هشدار دهند و به مردم تذکر بدهند تا مردم هشیار بشوند.

خوب جامعه ی مدرسین هم خیلی مؤدبانه این وظیفه اش را انجام داده است. در سرتاسر بیانیه جامعه مدرسین شما هیچ تکفیری مشاهده نمی کنید. صرفا خطای ایشان را ذکر کرده اند و بعد فرموده اند که ما رصد کرده ایم و بررسی کرده ایم، یکباره نیامدیم بیانیه بدهیم. ماه ها درباره ی ایشان مطالعه شده است. و بعد حتی به مناظره و گفتگو او را خواسته اند. ولی متأسفانه ایشان نمی پذیرد و اگر بپذیرد یک طرف حرف خود را می زند و اجازه ی گفتگو با افراد را نمی دهد.

نه در بیانیه ی آیت الله اراکی تکفیری هست و نه در بیانیه ی جامعه ی مدرسین.

اما تعجب از این است که یک باره از سوی عده ای، یک هجمه ای علیه جامعه ی مدرسین و آیت الله اراکی صورت می گیرد. این هجمه در دفاع از آقای سید کمال حیدری و با این بیان است که: این ها تکفیر می کنند و بساط تکفیر گویی و تکفیر سازی را باید جمع کرد و این قبیل حرف ها. در حالی که نه در بیانیه ی آیت الله اراکی تکفیری هست (تفسیق هست) و نه در بیانیه ی جامعه ی مدرسین. خیلی عالمانه و مؤدبانه توضیحاتی را جامعه مدرسین بیان کرده اند.

 

س ـ می توانید دقیق تر بفرمایید چه کسانی این هجمه را صورت داده اند؟ و مفاد اعتراض ایشان چه بوده است؟

عجیب این است که این سایت انصاف نیوز که البته تقریبا انصافی از این سایت ندیدیم و بارها و بارها از بنده مطالب دروغین را منتشر کرده اند و مطالب گزینشی و گاهی کاملا استنادات دروغ و خلاف اخلاق و خلاف منطق کار کرده اند.

ظاهرا از جناب آقای فاضل میبدی مصاحبه ای داشته اند که ایشان اعلام کرده اند: جامعه ی مدرسین حق ندارد بگوید که چگونه فکر کن. نقد ایشان این است که این بیانیه سرکوب فکر است، و این که یادآور داستان تفتیش عقاید در قرون وسطی است. ادبیات خاصی به کار برده اند مبنی بر اینکه بیانیه ی جامعه ی مدرسین را نمی پسندم.

خوب البته ایشان آزاد است و حق دارد بگوید که نمی پسندم و دیگرانی هم بگویند می پسندیم. اشکالی ندارد. آقای فاضل میبدی هم آزاد است که نظر خود را مطرح بکند. اما عجیب این است که این مطلب ایشان دارای تناقض است.

چرا؟ زیرا وقتی شما می گویید جامعه مدرسین حق ندارد بگوید چگونه فکر کن، من از آقای فاضل میبدی سؤالم این است که آیا شما حق دارید به جامعه ی مدرسین بگویید که تو حق نداری چنین بنویسی یا چنان بنویسی؟؟ چطور فقط حق طرف شماست؟

من از آقای فاضل میبدی سؤالم این است که آیا شما حق دارید به جامعه ی مدرسین بگویید که تو حق نداری چنین بنویسی یا چنان بنویسی؟؟ چطور فقط حق طرف شماست؟

خوب آن ها جامعه ی مدرسین هستند. عده ای از علما و فضلا و مجتهدین، اساتید فرهیخته ی حوزه علمیه قم هستند و می گویند: ای مردم ای متدینین این سخنان آقای سید کمال حیدری، سخنان درستی نیست. ما این را تأیید نمی کنیم.

 

س ـ گویا آقای فاضل میبدی در مورد واکنش و رفتار جامعه مدرسین با مرحوم آیت الله شریعتمداری و مرحوم آیت الله صانعی نیز نکاتی مطرح کرده اند. آیا شما مورد آقای حیدری را از قبیل این دو مورد می دانید؟

اولا: مرحوم آیت الله صانعی به عنوان مرجع فتاوایی می دادند. از قدیم همیشه جامعه مدرسین دأب و رسمش این بود که مراجع را معرفی می کرد. در مورد آقای صانعی، جامعه گفته بود: ما فتواهای آیت الله صانعی را قبول نداریم و فتاوای ایشان بر اساس روش اجتهادی تشیع نیست. خوب وظیفه ی جامعه مدرسین است که این نظر را بدهند. خوب عده ای می پذیرند و عده ای نه. یا مثلا در مورد آیت الله شریعتمداری که خودش رسما به خطای خود اعتراف کرد!

من خیلی تعجب می کنم. این آقایان خودشان را یک زمانی نمایندگان و مفسران انحصاری سخنان حضرت امام می دانستند. خوب ماجرای آیت الله شریعتمداری، در زمان حضرت امام بود. به هر حال نقشه ی ترور حضرت امام کشیده شد، و عده ای نفوذی در بیت این مرجع بزرگوار حضور پیدا کردند، و تأثیر گذاشتند. آغاز انقلاب اساسا آکنده از آن همه توطئه ها و فتنه ها بود و اگر هر نظام دیگری بود ممکن بود برخوردهای خیلی خشنی انجام بدهد. این که بیایند این نوع اشکالات را مطرح بکنند، صحیح نیست.

مایه ی شگفتی آن است که یک زمانی همین بزرگواران، قدرت دستشان بود. اگر کسی مخالف حرف ایشان نظر می داد، با او برخورد خشن و حذفی انجام می دادند. مگر کسی جرئت داشت نظری خلاف آن ها بدهد؟! چطور حالا آزاداندیش شده اند می گویند که ما نمی پسندیم؟!

البته عیبی ندارد بگویید نمی پسندیم. آزادید. اما شما نمی توانید بگویید که من حق دارم جامعه مدرسین را نقد کنم، اما جامعه مدرسین حق ندارد سید کمال حیدری را نقد کند!! یا بگویید: نقد جامعه ی مدرسین ما را به یاد تفتیش عقاید قرون وسطی می اندازد، ولی نقد آقای فاضل میبدی به جامعه مدرسین، ما را به یاد تفتیش عقاید قرون وسطی نمی اندازد؟! این چه تناقضی است؟! این شیوه ی برخورد درست نیست.

 

س ـ از دیدگاه شما، آیا سخنان آقای فاضل میبدی، از لحاظ علمی و اخلاقی، بر اساس روش علمی است؟

ایشان درباره ی بیانیه ی آیت الله اراکی هم تعبیری غیر اخلاقی بیان کرده اند. وقتی از ایشان درباره ی بیانیه آیت الله اراکی سؤال می کنند، ایشان می گویند: آقای اراکی اصلا چندان در حوزه مطرح نیست. و کسی هم خیلی ایشان را نمی شناسد. شما هم ایشان را خیلی مطرح نکنید. ایشان آدمی عادی است که گاهی مواضعی تند می گیرد، اصلا چندان قابل ذکر نیست!

عجیب است! اگر شما بیانیه آیت الله اراکی را قبول ندارید، این ادبیات غیر اخلاقی آیا درست است؟ آیت الله اراکی که یک شخصیت بین المللی است، من بارها و بارها در جلساتی که در ایام هفته ی وحدت دیده ام، علمایی از هندوستان و پاکستان و مالزی و اندونزی و جهان عرب و اروپا و کشورهای مختلف آسیا و آفریقا می آمدند و چه تکریمی از ایشان داشتند. و حتی قبل از مسئولیت شان در مجمع تقریب مذاهب و اکنون نیز که مسئول مجمع نیستند، بارها من دیده ام که چگونه شخصیت های علمی جهان، ایشان را با تکریم و با کمالات علمی یاد می کنند. آیت الله اراکی از شخصیت هایی است که در حوزه علمیه ی قم، فقه نظام اقتصادی، فقه نظام سیاسی را پایه گذاری می کند. از شاگردان شهید صدر و آیت الله هاشمی شاهرودی و آیت الله وحید خراسانی و بزرگان دیگر است که سال هاست که تدریس درس خارج و تربیت شاگردان متعدد دارد. آیا ایشان چندان در حوزه مطرح نیست؟!؟! ایشان را خیلی نمی شناسند؟! عجب، پس شما را می شناسند؟؟

در ایام وحدت، هیچ اشاره و نقدی به سخنان سید کمال نداشتند!

این چه ادبیاتی است؟ بگویید حرف آیت الله اراکی را قبول ندارم. اما این گونه نفی دیگران واقعا روش درستی نیست و آن هم در ایام وحدت که هیچ اشاره ای و نقدی به سخنان سید کمال حیدری نداشته باشید که واقعا آیا وقتش بود این بحث ها را مطرح کرده آن هم ناقص و گزینشی؟!

 

س ـ جنابعالی در جریان شناسی طیف مخالفان بیانیه آیت الله اراکی و بیانیه جامعه مدرسین، آیا مواضع و سخنان قابل نقد دیگری را هم قابل نقد می بینید؟

در همین اوضاع و احوال، یک باره آقای حسین دهباشی سر و کله اش پیدا می شود که یک ژورنالیست رسانه ای است. ایشان نظری تاریخی درباره ی آتش زدن درب خانه ی حضرت زهرا (ص) مطرح می کند. آن هم دقیقا در همین ایام!! آخر مثلا این چه بحثی است؟ چه وقتی است؟ بگذارید مثلا فرضا دوماه دیگر، سه ماه دیگر، یا قبل از این مثلا. به علاوه رشته ی شما تاریخ نیست. یک فعال رسانه ای هستید، اما سخنان غیرعلمی غیر منطقی را در فضای رسانه ای مطرح می کنید که منشأ تفرقه ی بین شیعه و سنی می شود.

حالا جالب تر این که عده ای به اسم جمعی از نواندیشان دینی، بیانیه ای دادند و اعتراض کرده اند به شکل گیری موج خفقان و رواج ادبیات تکفیری در حوزه علمیه قم. الله اکبر! خوب کجا در بیانیه ی جامعه ی مدرسین تکفیر هست؟ کجا بیانیه آیت الله اراکی تکفیر بود؟ چرا دروغ می گویید؟ چرا نسبت ناروا می دهید؟

این آقایان نواندیش دینی نیستند! نواندیش دینی کسی است که حرف نو بزند … این که کسی بیاید حرف های جان هیک را بزند و چهارتا شعر مولوی کنار آن بگذارد، آیا حرف نو است؟

اولا: این آقایان نواندیش دینی نیستند. نواندیش دینی کسی است که حرف نو بزند. ما که تمام حرف های این آقایان را دیده ایم بررسی کرده ایم، هیچ حرف نویی نیافتیم. نه من، هیچ کدام از اهل اندیشه حرف نو نیافتند. این که کسی بیاید حرف های جان هیک را بزند و چهارتا شعر مولوی کنار آن بگذارد، آیا حرف نو است؟ البته باز تأکید می کنم که حق دارند، و هر انسانی اندیشه ای داشته و فکر کرده حق دارد بیاید حرفش را بزند. من به شدت مخالف این هستم که گفته بشود: کسی حق ندارد حرف بزند. اشکالی ندارد حرف بزند. این آقایانی که خود را نواندیش دینی می دانند که یا حرف های ویتگنشتاین را ترجمه می کنند یا حرف های گادامر را ترجمه می کنند یا حرف های رولتکه را ترجمه می کنند یا کوای یا جان هیک را ترجمه می کنند و بعد یک بومی سازی ادبیاتی هم انجام می دهند، این نواندیشی دینی نیست.

ثانیا: تکفیری صورت نگرفته. چرا به دروغ می گویید تکفیر؟ بعد حرف سید کمال حیدری را توجیه می کنید، که توجیه شما هم درست نیست. بعد حوزه را به تهمت می بندید و می گویید: شوربختانه این نخستین موج تکفیری نیست که در حوزه ی علمیه به راه افتاده است. خوب اولا آقایانی که این بیانیه را امضا کرده اید، شما گاهی اوقات ضروریات دین را انکار کرده اید، ولی یک نفر از حوزه ی علمیه ی قم شما را تکفیر نکرد. آیت الله العظمی مکارم شیرازی شما را نقد کرد. آیت الله العظمی سبحانی شما را نقد کرد. شما آن ادبیات تند و بسیار غیر اخلاقی و غیر منطقی را نسبت به این بزرگان حوزه داشتید. نه فقط بزرگان حوزه. بزرگان دانشگاه را هم همینطور. مگر ادبیاتتان نسبت به دکتر داوری، دکتر حداد عادل و حتی دکتر سیدجواد طباطبایی که اعتقادی به تفکر شیعی و اسلامی و انقلاب هم ندارد و نقد هم می کند، مگر ادبیات شما نسبت به اینها اخلاقی بود؟؟

شما بدتر از تکفیر نسبت به این ها برخورد کردید. صریحا گفتید: باید دهان های این ها را دوخت، قلم هایشان را شکست. حالا می گویید جامعه ی مدرسین در قامت پلیس حوزه ظاهر شده ؟!

وقتی شخصی خودش را عالم و آیت الله العظمی معرفی می کند و مرجع تقلید معرفی می کند، آیا وظیفه ی جامعه مدرسین نیست که بگوید: ما این نظرات را قبول نداریم؟! و بگوید: مردم مسلمان توجه داشته باشید که این تفکر تفکر حوزه نیست. وظیفه ی ایشان است.

چطور شما وظیفه دارید بیانیه صادر کنید؟ و بعد به دروغ موج تکفیر را به قم و حوزه ی علمیه قم نسبت بدهید، در حالی که این آقایان چنین کاری را نکردند. و بعد بگویید که جامعه مدرسین حق ندارد اظهار نظر کند؟!

این نشان می دهد که در کنار آن سنی صهیونیستی و شیعه انگلیسی، یک عده ای به عنوان نواندیش دینی آمده اند مثلثی بسازند که زمینه برای تفرقه بین مسلمین فراهم کنند.

من واقعا احساس می کنم که ایشان ادبیات فتنه انگیزی را دنبال می کنند و شبهاتی ایجاد می کنند تا جوانان را منحرف بکنند و با نسبت های دروغ. باور کنید اگر کسی بنشیند و فحش نامه و دروغ های همین آقایان به اصطلاح نواندیش دینی که به دیگران (اساتید محترم حوزه و دانشگاه) نسبت داده اند را جمع کند، به مراتب بدتر از تکفیر و تفسیقی است که حالا دارند در برابر آن سینه سپر می کنند و می خواهند مثلا از سید کمال حیدری دفاع کنند. این نشان می دهد که در کنار آن سنی صهیونیستی و شیعه انگلیسی هم یک عده ای به عنوان نواندیش دینی آمده اند مثلثی بسازند که زمینه برای تفرقه بین مسلمین فراهم کنند.

 

س ـ خیلی از محضر شما سپاسگزاریم و امیدواریم در فرصت های بعد نیز بتوانیم از محضر جنابعالی استفاده ببریم. آرزومند سلامتی و موفقیت و سربلندی برای شما هستیم.

خداوند ان شاء الله جوامع اسلامی مخصوصا ایران را از شر این فتنه ها نجات بدهد و بصیرت و هشیاری را به همه ی مردم و خواص و عوام عنایت فرماید. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

بستن