چند رسانه ایصوت های منتخب

سخنان بسیار مهم حضرت آیت الله اراکی در مورد “صلح امام حسن علیه السلام ” 96/3/20

حضرت آیت الله اراکی در ابتدای درس علم الاجتماع اسلامی که شب گذشته در دفتر معظم له برگزار گردید در مورد “صلح امام حسن علیه السلام ” سخنان بسیار مهمی را ایراد فرمودند.

تاریخ: شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۶

سخنان بسیار مهم حضرت آیت الله اراکی در مورد “صلح امام حسن علیه السلام “

متن کامل این سخنرانی به قرار زیر می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدالله رب العالمین والصلاة والسلام علی سیدنا محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین

ابتدا روز میلاد امام مجتبی صلوات الله علیه و این ایّام را به همۀ شما و به همۀ مؤمنین، به همۀ اهل اسلام بلکه به همۀ اهل بشر تبریک عرض می کنیم.

امام مجتبی علیه السلام به عنوان امام صلح معروف شده است، اولاً علمای ما تأکید دارند بر اینکه آنچه بین امام مجتبی علیه السلام و معاویة ابن ابی سفیان اتفاق افتاد صلح نبود، آتش بس بود. نه اینکه قرارداد صلحی امضا شده باشد، بلکه قرارداد متارکۀ جنگ بر طبق شرایطی بود. که از شرایط هم این بود که معاویه بعد از خود کسی را به خلافت تعیین نکند. این معاهده و قرار داد و پیمان، بر مبنای اصولی بسته شد که معاویه به هیچ یک از این اصول عمل نکرد. این نکتۀ اول، نکتۀ دوم اینکه،صلح حقیقی صلحی است که اسلام بدان دعوت می کند، صلحی است که همراه با براندازی ائمۀ کفر و براندازی جبهۀ نیروهای جنگ افروز باشد. صلح با نیروهای جنگ افروز به معنی همراهی در جنگ افروزی آنهاست. ما نمی توانیم با نیروهای جنگ افروز و آتش افروز مصالحه کنیم. 

در آیۀ کریمه 33 سورۀ مائده می فرماید:

«إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا…. ».

یا در آیۀ 12 سورۀ توبه می فرماید:

«….. فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ ….».

و همچنین در آیۀ 193 سورۀ بقره می فرماید:

« وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ ».

این همان قتال  و جهاد مشروع است. حد جهاد مشروع، زوال فتنه و ریشه کن شدن ریشه های فتنه و ریشه های جنگ در جهان است. تا ریشۀ جنگ در جهان بماند نمی توان سخن از صلح گفت. تا فرمانروایان جنگ آفرین و آتش افروز و نیروهای آنها در جهان بشر هستند، نمی شود دعوی صلح کردو جنگ را خاتمه داد.

آیۀ کریمه می فرماید:«وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا…  سورۀ آل عمران آیۀ 139 » و یا در جای دیگر می فرماید: «فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ سورۀ محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) آیۀ 35 ».

اینکه آدم بخواهد، با اینکه دشمن دارد جنگ افروزی می کند و ایجاد جنگ می کند، دستها را بالا ببرد و بگوید بیا صلح کنیم این معنی اش تسلیم در برابر جنگ افروزان است و همکاری با آنان و درجبهۀ ایشان قرار گرفتن است و عقلاً و شرعاً چنین صلحی مجاز نیست.

اگر کسی علیه شما و علیه جبهۀ مظلومین و مستضعفین جنگ ایجاد کند، تسلیم در برابر چنین دشمنی نامشروع است. در شرایطی که رهبران الهی تنها بمانند،یعنی در جبهۀ جنگ  علیه جنگ افروزان و علیه مفسدان  تنها بمانند یعنی یاران آنها به ایشان خیانت کنند و به تعبیر ادبیات روایی ما خذلان کنند، یعنی دست از نصرت بردارند(ایشان مجبور به پذیرش آتش بس می شوند.)

رهبران الهی دو پیمان با پیروان خود دارند: پیمان اطاعت و پیمان نصرت، مؤمنین باید رهبران الهی را هم اطاعت کنند و هم یاری کنند. آن آیۀ کریمه که می فرماید: «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا – سورۀ احراب آیۀ 23 » اشارۀ به مؤمنانی است که بر این دو پیمان اطاعت و نصرت ثابت قدم ماندند.

پیمان اطاعت در آیۀ 7 سورۀ مائده: « وَ اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْکُمْ وَ ميثاقَهُ الَّذي واثَقَکُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا …

پیمان نصرت هم در آیۀ 111 سورۀ توبه آمده: « إِنَّ اللّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقّاً فِی التَّوْراةِ وَ الإِنْجیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ  * التّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السّائِحُونَ الرّاکِعُونَ السّاجِدُونَ الآْمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنینَ» این هم پیمان نصرت است.

گاهی رهبران الهی ممکن است در جبهۀ مقابلۀ با دشمنان خدا و مقابلۀ با مفسدان تنها بمانند. یارانشان، آنها را تنها بگذارند و دست از یاری ایشان بکشند. جریان اما حسن (علیه السلام)چنین بود. امام حسن (علیه السلام)در شرایطی قرار گرفت که یارانش او را تنها گذاشتند، همان یارانی که امیرالمؤمنین (علیه السلام)در زمان حیاتش از آنها کراراً گله مند بود ،تا آنجایی که در نهج البلاغه دارد که در همان شب شهادت امیرالمؤمنین(علیه السلام) ظاهراً حضرت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را به خواب دیدند، می گوید به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)عرض کردم ، چه ها از امت تو کشیدم و حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) شکایت می کند به رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم). حتی در صحیح بخاری داریم که امیرالمؤمنین(علیه السلام) اولین کسی است که در صحرای قیامت به عنوان شاکی زانو می زند در برابر خدا. بخاری روایت می کند از امیرالمؤمنین (علیه السلام)که فرمود «انا اول من یشکو بین یدی الرب للخصومة» یک چنین مضمونی.

خلاصه این جمعیتی که حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)این همه از آنها گله و شکایت داشت، امام مجتبی(علیه السلام) گرفتار چنین جمعیتی به عنوان یاران شد، او را تنها گذاشتند، و او ناچار به بستن این قرارداد که حالا گاهی اسمش را قرارداد صلح می گذارند شد.  بدترین وضعیت امتها یک چنین وضعیتی است.

اگر امتها به جایی برسند که رهبرانشان ناچار بشوند در برابر دشمنانشان تسلیم بشوند و قرارداد صلح به معنای کوتاه آمدن از جنگ بر علیه سران کفر و سران جنگ و سران فتنه ببندند، و به عبارتی مجبور بشوند کوتاه بیایند از ادامۀ جهاد، این بدترین شرایطی است که یک امت به آن شرایط دچار می شود.

 چنین شرایطی، امت را به شرایط دوران کربلا می کشاند. شرایطی است که امت را به دوران حاکمیت طولانی اشرار خلق خدا بر جامعۀ اسلامی طی صدها سال کشانید، شرایط دوران امام مجتبی(علیه السلام) شرایطی است که به اینجا کشیده شد.

وقتی رهبر الهی ناچار شد در نتیجۀ خذلان مردم ، در نتیجۀ کوتاه آمدن یاوران از یاری او، دست صلح دراز کند،( این بدترین وضعیتی است که برای آن امت پیش می آید) حالا به تعبیری که عرض کردیم وگرنه  صلح هم به آن معنی نبوده، آتش بس بوده که در منابع دینی ما از او به هدنه تعبیر شده است نه صلح. تعبیر عملکرد حضرت،به صلح، تعبیر مکتب اهل بیت(علیهم السلام) نیست. ما در مکتب اهل بیت(علیهم السلام)، در فرهنگ امامان معصوم (علیهم السلام)اطلاقاً تعبیر صلح نداریم. از آنچه بین امام حسن(علیه السلام) و معاویه گذشت ، به هدنه تعبیر شده است.تعبیر آتش بس است.

 این که امام یک امت، اینکه رهبر امت، در برابر دشمنان چنین امتی ناچار به هدنه بشود این بدترین وضعیتی است که برای آن امت پیش می آید. اطلاقاً وضعیت خوبی نیست.

مردم ما شعار قشنگی میدهند، این شعاری که در بین مردم به طور خودجوش(شکل گرفته است)،وکسی هم این شعار رو به مردم یاد نداده ولی فرهنگ علوی رایج بین مردم این شعار را بر سر زبانها انداخته، که ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند، مراد از اهل کوفه نه اهل کوفۀ فعلی که اهل کوفۀ زمان معاویة ابن ابی سفیان اند.

اهل کوفۀ فعلی و اهل عراق فعلی اتفاقاً کسانی هستند که پای پیمان با علی ابن ابی طالب(علیه السلام) ایستاده اند. امروز آنچه ما در حشد الشعبی عراق می بینیم، آنچه در نیروهای نظامی عراق می بینیم، در دفاع از عراق و در دفاع از مقدسات عراق می بینیم، نشان دهندۀ آن است که مردم عراق امروز و بالأخص اهل کوفۀ امروز، بحمدالله اهل کوفۀ آن روز نیستند. کوفۀ امروز کوفۀ علی ابن ابیطالب (علیه السلام)است،نه کوفۀ عبیدالله ابن زیاد.

اینکه ما می گوییم ومردم ما می گویند ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند مراد از کوفه آن کوفه ای است که به فرمانروایی عبیدالله ابن زیاد گرفتار شد. مراد آن کوفه است. یعنی چه ما اهل کوفه نیستیم؟! یعنی ما کسانی نیستیم که رهبر را تنها بگذارند. این رزمندگان ما این امت حزب الله ما این بسیج  بیست میلیونی ما،این همه نیروی مردمی ما ،این همه مردمی که امروز و دیروز در تشییع جنازه های شهدای ترور تهران حضور پیدا کردند، اینها همه مردم ماهستند،از همۀ اقشار مردم ماهستند، اینها اعلام می کنند که ما در رزم و پیکار علیه دشمنان خدا خسته نشده ایم.

 اگر کسی خیال کند که شرایط امروز ما مثل شرایط دوران امام مجتبی است بدترین اشتباهش بوده است که هم در فهم تاریخ مرتکب شده و هم در فهم منابع دینی و هم در فهم تشییع و اصول ولایت شیعی.

معلوم می شود که چنین کسی ،این چیزها رو متوجه نیست،کسی که چنین حرفی میزند(متوجه نیست). اگر کسی مردم ما را متهم کند که مردم ما امروز همانند مردم دوران امام مجتبی (علیه السلام)هستند که ناچار کنند رهبرانشان را که در برابر دشمنان خدا تسلیم بشوند و حکومت و قدرت را به دست معاویه ها بسپارند این بدترین شرایطی است که بر ملت ما حاکم می شود. به خدا پناه می بریم از اینکه ما به چنین شرایطی دچار بشویم.

 اگر ما به چنین شرایطی دچار بشویم یعنی باید آمادۀ یک شهادت مثل شهادت کربلائیان باشیم. اگر ما به چنین شرایطی دچار بشویم، یعنی ما باید آماده بشویم که شرایطی را در آینده در کشورمان داشته باشیم،مثل شرایط حکومت امویان و حکومت عباسیان، که همۀ اینها،شرایط بعد از همین فاجعه ای است که از آن به صلح امام حسن(علیه السلام) تعبیر می کنند.

امام مجتبی (علیه السلام)ناگزیر شد، ناچار شد، مضطر شد، به این صلح. برای آنکه اصل اسلام محفوظ بماند، نام اسلام محفوظ بماند، نام محمد صلی الله علیه وآله وسلم محفوظ بماند، قرآن زنده بماند. برای اینکه اصل دین محفوظ بماند. امام مجتبی (علیه السلام)ناچار به چنین برنامه ای شد، همانطوری که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در بعضی از دوره ها ناچار شد که به هر حال خانه نشین بشود. ائمه هدی صلوات الله تعالی علیهم سالهای سال، قرن ها ناچار شدند خانه نشین باشند.

البته شرایط تلخ حاکم بر جامعۀ اسلامی، شرایط تلخ حاکمیت  بنی امیه و بنی مروان و بنی العباس در طی صدها سال بعد از جریان کربلا و اتفاقاتی که افتاد در جامعۀ اسلامی، که این اتفاقات فاجعه بار بوده، درست گفته نمیشود. واقعۀ حرّه ای که بر مردم مدینه گذشت، یعنی ما باید منتظر باشیم  واقعۀ حرّه، خدایی ناکرده در کشور ما اتفاق بیفتد.

درواقعۀ حرّه لشکر یزید ریختند مدینه، استباحه کردند به تعبیر عربها ،یعنی هر آنچه در مدینه دیدند را مباح دانستند ،زن مردم را مورد تعدی قرار دادند، زن حامله، شکمش را پاره می کردند بچه را از شکم مادر بیرون می آوردند و به دیوار می زدند، مغز بچه متلاشی می شد این چیزهایی است که در روایت تاریخی آمده است، روایت تاریخی مستند. هیچ خانه ای بدون تعدی نماند،در تاریخ آمده است که بعد از واقعۀ حرّه چقدر زنان عفیف مدینه دچار تعدی لشکریان اموی شده بودند، یعنی ما باید منتظر چنین شرایطی باشیم امروز، به خدا پناه می بریم.

 عزت ما امروز این است که بحمدالله همانطوری که امام فرمود، امام جمله ای فرمود که در این جمله خیلی مطلب هست که بحمدالله ملت ایران بهتر از آن ملت و آن امتی است که در دوران امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و دوران امام مجتبی(علیه السلام) بود- اگر آن امت ،اگر آن ملت رهبرانشان را تنها گذاشتند که رهبرانشان ناگزیر به آتش بس و ناگزیر به آن چیزی شدند که نام آن را صلح می گذارند، ملت ما اعلام می کند که ما هیچگاه رهبرمان را تنها نگذاشته و نخواهیم گذاشت. ملت ما ملت بیداری است. ملت با استقامتی است، ملت وفادار به پیمان است.

ما دو گونه امت داریم: امت پیمان شکن که همان امتی است که امام مجتبی(علیه السلام) را ناگزیر به آن جریان کرد که نام او را صلح می گذارند، این کار امت پیمان شکن است. امت وفادار به پیمان، امتی است که فرمود: «إِنَّ اللّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقّاً فِی التَّوْراةِ وَ الإِنْجیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ * التّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السّائِحُونَ الرّاکِعُونَ السّاجِدُونَ الآْمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنینَ». این وصف چنین امتی است.

که السّائِحُونَ یعنی مجاهدون ،که سیاحت، سیاحت جهادی است. این چنین امتی،آن جمع وفادار به پیمان است. اینها مشخصه های جمع وفادار به پیمان است که بحمدالله ملت ما ،امت ما ،این اوصاف را داراست.

امت ما امت عابد است، این ماه رمضان شاهد بر این پرستشگری امت ما است. حامِد است، سائِح است، راکِع است، ساجد است، آمر به معروف است، ناهی از منکر است. حافظ حدود الهی است. مومن است.

امیدواریم خدای متعال به برکت این شبها و این ایّام کرامتش را و برکت و رحمت و نعمتش را بر امت ما کامل کند و پیروزی امت ما را در همۀ صحنه ها بر همۀ چالش ها حتمی کند و شاهد پیروزی های بسیار بزرگ مردم در همۀ عرصه ها انشاء الله باشیم.

صوت این سخنرانی را می توانید در این قسمت دانلود کنید.

 

نوشته های مشابه