16- فقه نظام شهرسازی – وسعت راه (1) – 94/1/20

صوت و متن این درس را می توانید در این قسمت دانلود کنید:


متن پیاده سازی این فایل صوتی

 

درس خارج

فقه نظام عمران شهری

جلسه 16 (حریم2)

94/01/20

 

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ الصَّلَاهُ عَلى‏ سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّیِّبِینَ الطّاهِرِینَ

 بحث در تبیین مطلب ششم از اصول کلی شهرسازی بود. بیان شد که از منابع و روایات استفاده می‌شود که نظام اسلامی عمران شهری بر خط افقی حرکت می‌کند و لذا ساختمان‌های بلند با مبادی و اصول عمران اسلامی سازگار نیست. مجموعه اول روایاتی بود که در آن‌ها نهی از ارتفاع زیاد ساختمان‌ها شده است، مجموعه دوم روایاتی بود که بر کراهت ساختن مناره‌های بلند وارد شده است و مجموعه سوم نیز روایاتی است که ممنوعیت ساختمان بلندتر از کعبه در مکه مشرفه را نشان می‌دهد.

در مجموعه چهارم بحث دو دسته از آیات و روایت را تشکیل می‌دهد؛ دسته اول آیات و روایاتی که به تعدادی از سنت‌ها و مستحبات شرعی اشاره دارند که این سنت‌ها و مستحبات شرعی با شهری که ساختمان‌های آن بلند باشد سازگار نیست، یعنی مثلاً در نیویورک و بعضی از شهرهایی که همه ساختمان‌های آن سر به فلک کشیده عمل به این مستحبات میسور نیست و ساختمان‌های بلند موجب ترک مطلق این مستحبات و تعطیل این سنن می‌شود.

سنت اول بحث شد که سنت رسول اکرم(ص) این بود که ایشان قبل از طلوع فجر برای نماز شب بلند می‌شدند و به آسمان و آیات الهی آسمان می‌نگریستند و آیات انتهایی سوره آل‌عمران را تلاوت می‌فرمودند. این سنت اول از سنن رسول اکرم (ص)است که در ساختمان‌های بلند و زندگی‌های آپارتمان‌نشینی نمی‌توان آن را انجام داد و عملاً میسور نیست.

در مجموعه دوم می‌گوییم که هر روش، کار، رفتار و عملی که منجر به تعطیلی سنت رسول (ص)می‌شود ممنوع است. خود عمل به مستحب، مستحب است اما کاری که موجب ترک مطلق مستحب شود و موجب تعطیل سنت رسول اکرم (ص)شود حرام و ممنوع است.

اگر خود افراد فعل مستحبی را انجام نمی‌دهد و یا گاهی انجام می‌دهد مشکلی ندارد اما اینکه تصمیم بگیرد که من هیچ‌وقت نماز شب نمی‌خوانم، این ممنوع عنه است و همچنین چیزی جایز نیست. اینکه کسی تصمیم بر ترک سنت رسول اکرم(ص) بگیرد جایز نیست. بنابراین هر کار و رفتار و تصمیمی که منجر به تعطیلی سنت رسول اکرم(ص) شود ممنوع است. مثلاً یک رفتار اجتماعی یا قانونی را بگذارند که این قانون منجر به این شود که یک سنت و یک عمل مستحبی هیچ‌وقت انجام نگیرد و امکانش منتفی شود، این امر جایز نیست.

در مطلب اول به آن سنت‌ها و آداب و مستحباتی اشاره می‌کنیم که اگر ساختمانی بلند ساخته شود و اگر هندسه شهر بر مبنای ساختمان‌های بلند تنظیم شود منجر به تعطیلی این مستحبات می‌شود. مستحب دوم – که اگر دلالت بر وجوب نداشته باشد حداقل دلالت بر استحباب دارد- ‌آیاتی است که می‌فرماید:

«قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما تُغْنِی الْآیاتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا یُؤْمِنُونَ»[1].

بگو که نگاه کنید که خدای متعال در آسمان‌ها و زمین چه آفریده است.

اما اگر بنا باشد که ساختمان‌های بلند ساخته شود این «قل انظروا» عملی نخواهد شد. سیاق آیه دلالت دارد که این‌طور نیست که در طول عمر یکبار نگاه کنید که  آسمان و زمین چه چیزی دارد بلکه معنی آیه این است که این نظر در آسمان و زمین کار معمولتان باشد؛ در آسمان‌ها و زمین نگاه و تدبر کنید. تدبر در آسمان‌ها و زمین یک تعلیم الهی است و مردم باید در آسمان‌ها و زمین تدبر و تأمل کنند. این یکی از عوامل مؤثر در بیداری دل و هوشیاری است و در تنبه انسان‌ها مؤثر است. پس کافی نیست که انسان یکبار یا دوبار و یا مثلاً سالی یکبار برود گردش و در آسمان نظر کند.

همچنین آیه دیگر می‌فرماید:

«قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنْشِئُ النَّشْأَهَ الْآخِرَهَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ»[2].

البته ازآنجاکه در این آیه کلمه «سیر» آمده است ممکن است کسی بگوید این ربطی به بحث ندارد اما ما از این «قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ» می‌خواهیم این معنا را استفاده کنیم که نظر به آیات الهی برای آشنایی با مبدأ و معاد مورد توصیه و تأکید قرآن کریم است. رسول اکرم(ص) قبل از نماز‌های شب دئبشان بر تلاوت این آیات بود. غیر از دئب ایشان در خود فعل «یتفکرون» که در آیات آمده است جمله حالیه استمراریه است و دلالت ندارد بر اینکه گاهی تفکر کند بلکه دئب و شیوه‌شان این بوده است. این کار با ساختمان‌های بلند سازگار نیست؛ زیرا اگر ساختمان‌ها بلند باشد اصلاً این حالت به مردم دست می‌دهد که «یتفکرون فی خلق السماوات و الارض» داشته باشند و رابطه بین مردم و آیات آسمانی و زمینی خداوند کاملاً قطع می‌شود به شکلی که ممکن است نسل‌هایی بعدی حتی یک بار هم آسمان یا ستارگان را ندیده باشند. پس نباید زندگی شهری به شکلی باشد که از این آیات الهی بریده باشد و رابطه انسان را با آیات الهی آسمان و زمین قطع کند.

مطلب سوم از مستحبات و سننی که معتقدیم با این نحو از ساختمان‌ها سازگار نیست و این نحو از ساختمان‌ها منجر به تعطیل این سنت‌‌ها می‌شود، روایات دال به استحباب استهلال و نگاه به هلال و دعای عند نظر الی الهلال است. هلال به شکل ماه در شب اولِ ماه قمری گفته می‌شود. روایات و دعاهای زیادی برای این قضیه وارد شده است. برای نمونه به چند روایت که حاکی از سنت رسول اکرم(ص) در این باب است اشاره می‌کنیم. مرحوم شیخ صدوق به سندش روایت می‌کند:

«مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی عُیُونِ الْأَخْبَارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ یُوسُفَ الْبَغْدَادِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْن‏ عَنْبَسَهَ عَنْ دَارِمِ بْنِ قَبِیصَهَ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ( قَالَ: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِذَا رَأَى الْهِلَالَ، قَالَ أَیُّهَا الْخَلْقُ الْمُطِیعُ الدَّائِبُ السَّرِیعُ الْمُتَصَرِّفُ فِی مَلَکُوتِ الْجَبَرُوتِ بِالتَّقْدِیرِ رَبِّی وَ رَبُّکَ اللَّهُ اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلَامَهِ وَ الْإِسْلَامِ وَ الْإِحْسَانِ وَ کَمَا بَلَّغْتَنَا أَوَّلَهُ فَبَلِّغْنَا آخِرَهُ وَ اجْعَلْهُ شَهْراً مُبَارَکاً تَمْحُو فِیهِ السَّیِّئَاتِ وَ تُثْبِتُ لَنَا فِیهِ الْحَسَنَاتِ وَ تَرْفَعُ لَنَا فِیهِ الدَّرَجَاتِ یَا عَظِیمَ الْخَیْرَاتِ»[3]

روایت دیگری نیز که سنت رسول اکرم(ص) را در این باب بیان می‌کند روایتی است که فرزند شیخ به سندش روایت کرده است:

«الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الطُّوسِیُّ فِی الْمَجَالِسِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَمَاعَهٍ عَنْ أَبِی الْمُفَضَّلِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْعَلَوِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ الْعَلَوِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ زَیْدٍ عَنْ عَمِّهِ عُمَرَ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ابْنِ الْحَنَفِیَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ(ع) قَال‏: کَانَ النَّبِیُّ (ص) إِذَا نَظَرَ إِلَى الْهِلَالِ رَفَعَ یَدَیْهِ ثُمَّ قَالَ بِسْمِ اللَّهِ اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلَامَهِ وَ الْإِسْلَامِ رَبِّی وَ رَبُّکَ اللَّهُ»[4].

روایت سوم نیز به همین شکل است؛

«وَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَمَاعَهٍ عَنْ أَبِی الْمُفَضَّلِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هَوْذَهَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ أَبِی مَرْیَمَ عَبْدِ الْغَفَّارِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ آبَائِهِ( قَال‏: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا رَأَى الْهِلَالَ اسْتَقْبَلَ الْقِبْلَهَ وَ کَبَّرَ ثُمَّ قَالَ هِلَالُ رُشْدٍ اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِیُمْنٍ وَ إِیمَانٍ وَ سَلَامَهٍ وَ إِسْلَامٍ وَ هُدًى وَ مَغْفِرَهٍ وَ عَافِیَهٍ مُجَلِّلَهٍ وَ رِزْقٍ وَاسِعٍ إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ.»[5]

در صحیفه سجادیه نیز دعایی از حضرت سجاد(ع) در همین باب روایت شده است.

حال آیا به این سنت در شهرهای فعلی عمل می‌شود؟ آیا حتی یک بار هم مردمی که در این شهرها زندگی می‌کنند این اتفاق برایشان می‌افتد؟ پس معلوم است که تعطیل کامل یک سنت پیش می‌آید. شهر باید شهری باشد که مردم به‌طورمعمول هلال را ببینند.

سنت چهارم از سنن نبی اکرم(ص) و سنن الهی ادعیه فراوانی است که مربوط به طلوع و غروب خورشید است. چقدر این دعاها بیدارکننده و سازنده است. روایات زیادی در این رابطه وارد شده است که برای نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم:

«مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ غَالِبِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع)‏ فِی‌قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ظِلٰالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصٰالِ. قَالَ: هُوَ الدُّعَاءُ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِهَا وَ هِیَ سَاعَهُ إِجَابَهٍ»[6].

روایت دیگری نیز در همان باب وجود دارد:

«عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) یَقُولُ إِذَا تَغَیَّرَتِ الشَّمْسُ فَاذْکُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنْ کُنْتَ مَعَ قَوْمٍ یَشْغَلُونَکَ فَقُمْ وَ ادْعُ.»[7]

همین‌که مغرب رنگ می‌بازد و نزدیک غروب می‌شود برخیز و دعا کن، زیرا وقت دعاست. حتی اگر با قومی در جلسه نشسته‌ای این لحظه که فرارسید بلند شو و دعا کن.

روایت سوم:

«عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَهَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: إِنَّ إِبْلِیسَ عَلَیْهِ لَعَائِنُ اللَّهِ یَبُثُّ جُنُودَ اللَّیْلِ مِنْ حِینِ تَغِیبُ الشَّمْسُ وَ تَطْلُعُ فَأَکْثِرُوا ذِکْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی هَاتَیْنِ السَّاعَتَیْنِ وَ تَعَوَّذُوا بِاللَّهِ مِنْ شَرِّ إِبْلِیسَ وَ جُنُودِهِ وَ عَوِّذُوا صِغَارَکُمْ فِی تِلْکَ السَّاعَتَیْنِ فَإِنَّهُمَا سَاعَتَا غَفْلَهٍ.»[8]

سپاه ابلیس در ساعات آغاز و پایان روز بسیج می‌شوند؛ پس در این دو ساعت فراوان دعا کنید و فرزندان خود را نیز از ابلیس و شر او به خدا پناه دهید.

روایت چهارم:

«وَ عَنْهُمْ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی هَاشِمٍ عَنْ أَبِی خَدِیجَهَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّ الدُّعَاءَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِهَا سُنَّهٌ وَاجِبَهٌ مَعَ طُلُوعِ الشَّمْسِ‏ وَ الْمَغْرِبِ الْحَدِیثَ»[9].

در این روایت کلمه واجبه اشاره به تأکید این مطلب دارد.

بنا بر این روایات اگر بخواهیم شهری داشته باشیم که تمامی ساختمان‌های آن بلند باشد در این صورت طلوع و غروب خورشید را نمی‌توان متوجه شد. پس شهر اسلامی باید شهری باشد که امکان دیدن مطلع و مغرب شمس برای عامه مردم میسر باشد.

مطلب پنجم از سنت‌هایی که به نظر می‌رسد با این‌گونه ساخت‌وسازها سازگار نباشد روایات فراوانی است که در رابطه با استحباب دعا فی السحر و ما بین الطلوعین وارد شده است. در حال حاضر این ذخایر عجیب و سازنده از آیات و روایات معنوی و تربیتی کلاً در زندگی‌ها به گوشه‌ای رانده شده و تعطیل شده‌اند. اگر می‌گوییم متدیّن هستیم و نماز می‌خوانیم، پس چرا وضع اخلاقی جامعه ما به این شکل است؟ علت آن است که بخش عظیمی از این آداب تربیتی را کنار گذاشته‌ایم؛ اسلام یک کل واحد است و باید همه اسلام را با هم عمل کرد تا بتوان به آن نتایجش دست یافت.

این روایت از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است. -حدیث اربعه مئه به این جهت به این نام معروف شده است که در آن چهارصد دستور از نبی اکرم(ص) آمده است.- در ضمن آن آمده است:

«مَنْ کَانَ لَهُ إِلَى رَبِّهِ حَاجَهٌ فَلْیَطْلُبْهَا فِی ثَلَاثِ سَاعَاتٍ سَاعَهٍ فِی یَوْمِ الْجُمُعَهِ وَ سَاعَهٍ تَزُولُ الشَّمْسُ وَ حِینَ تَهُبُّ الرِّیَاحُ وَ تُفَتَّحُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ تَنْزِلُ الرَّحْمَهُ وَ یَصُوتُ الطَّیْرُ»[10].

در لحظه‌ای که پرندگان در بین الطلوعین به صدا درمی‌آیند لحظه عجیبی است؛ یک ولوله‌ای از صدای پرندگان در جهان راه می‌افتد که منظره عجیبی است، باید دید و نگاه کرد که چه اتفاقی می‌افتد. نظمی که در این صداها برقرار است حیرت‌آور است؛ دسته‌ای از پرندگان اول صدا می‌دهند و دسته‌ای دیگر جواب آن‌ها را می‌دهند و عده‌ای در آخر آواز سر می‌دهند و فضای عجیبی به وجود می‌آورند.

«وَ سَاعَهٍ فِی آخِرِ اللَّیْلِ عِنْدَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَإِنَّ مَلَکَیْنِ یُنَادِیَانِ هَلْ مِنْ تَائِبٍ یُتَابُ عَلَیْهِ هَلْ مِنْ سَائِلٍ یُعْطَى»[11].

هنگام طلوع فجر دو ملک را خدای متعال مأمور می‌شوند که ندا سر دهند: آیا توبه‌کننده‌ای هست که توبه او را خدا بپذیرد؟ آیا سائلی هست که خدا به او اعطا نماید؟

«هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَیُغْفَرَ لَهُ هَلْ مِنْ طَالِبِ حَاجَهٍ فَتُقْضَى لَهُ فَأَجِیبُوا دَاعِیَ اللَّهِ»[12].

طلوع فجر، فراخوان الهی است. همه عالم وجود تحت تأثیر این فراخوان الهی است؛

«وَ اطْلُبُوا الرِّزْقَ فِیمَا بَیْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِنَّهُ أَسْرَعُ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ مِنَ الضَّرْبِ فِی الْأَرْضِ وَ هِیَ السَّاعَهُ الَّتِی یُقَسِّمُ اللَّهُ فِیهَا الرِّزْقَ بَیْنَ عِبَادِهِ تَوَکَّلُوا عَلَى اللَّهِ عِنْدَ رَکْعَتَیِ الْفَجْرِ إِذَا صَلَّیْتُمُوهَا فَفِیهَا تُعْطَوُا الرَّغَائِبَ»[13].

در این ساعت طلب رزق و روزی کنید که اثرش از سفر برای تجارت بیشتر است و سریع‌تر نتیجه بخش خواهد بود و نافله صبح را غنیمت شمارید زیرا حاجت‌ها در این دو رکعت برآورده می‌شود و رغائب، آرزوها و امیدها برآورده می‌شود.

روایت دیگر روایتی از امام باقر(ع) است که می‌فرمایند:

«عَنْهُمْ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْجَامُورَانِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ صَنْدَلٍ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِینَ کُلَّ دَعَّاءٍ فَعَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی السَّحَرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِنَّهَا سَاعَهٌ یُفَتَّحُ فِیهَا أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ تُقَسَّمُ فِیهَا الْأَرْزَاقُ وَ تُقْضَى فِیهَا الْحَوَائِجُ الْعِظَامُ.»[14]

خدای متعال مؤمن « دَعّاء» را دوست دارد؛ یعنی مؤمنی که همیشه دعا می‌کند و قبل از نماز و بعد از نماز و در همه‌جا دعا می‌کند. دَعّاء صیغه مبالغه داعی یعنی پر دعاء است.

دعای سحر و طلوع خورشید را غنیمت بشمارید و دعا کنید چراکه این ساعت و لحظه‌ای است که ابواب آسمان باز است.

آخرین روایت نیز نظیر روایت قبل است:

«أَحْمَدُ بْنُ فَهْدٍ فِی عُدَّهِ الدَّاعِی عَنِ النَّبِیِّ (ص)قَالَ: إِذَا کَانَ آخِرُ اللَّیْلِ یَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ هَلْ مِنْ دَاعٍ فَأُجِیبَهُ، هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِیَهُ سُؤْلَهُ، هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ، هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأَتُوبَ عَلَیْهِ»[15].

سنت دعا کردن بین الطلوعین این لازمه را دارد که افراد بداند بین الطلوعین چه زمانی است؟

پس باید توجه کرد که این سنت‌های مستحبی شرعی در شهری که ساختمان‌های بسیار بلند داشته باشد و روند ساختار شهری به سمت خطوط عمودی باشد اساساً امکان عمل و اجرا پیدا نمی‌کند و منجر به ترک سنت خواهد شد.

وصلی الله علی محمد و آله و سلم  

 

پی نوشت ها ————————————————————————-

[1] . یونس : 101

[2] . العنکبوت : 20

[3] . وسائل الشیعه، ج10، ابواب شهر رمضان، باب 20، ص324، ح7.

[4] . همان، ح8

[5] . همان، ح9

[6] . همان، ج7، ابواب دعاء، باب 27، ص70 و71، ح1

[7] . همان، ح2

[8] . همان، ح3

[9] . همان، ح4

[10] . وسائل الشیعه، ج7، ابواب دعاء، باب25، ص68، ح1

[11] . همان

[12] . همان

[13] . همان

[14] . همان، ح3

[15] . همان، ح4

, , ,
نوشتهٔ پیشین
15- فقه نظام شهرسازی – مساحت شهر(9) – 93/12/21
نوشتهٔ بعدی
17- فقه نظام شهرسازی – وسعت راه (2) – 94/1/27

پست های مرتبط

فهرست
TelegramBehanceInstagramBehance