آرشیو اخبارعلمی و حوزوی

سخنرانی آیت الله اراکی در جشن مجازی نیمه شعبان

جشن نیمه شعبان به صورت مجازی در بیت حضرت آیت الله اراکی، همراه با قرائت زیارت آل یاسین و دعای فرج برگزار شد و معظم له در این مراسم پیرامون معارف مهدویت به ایراد سخن پرداختند.


تاریخ: چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹

سخنرانی آیت الله اراکی در شب نیمه شعبان


در مشروح سخنان معظم له آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم  الحمد لله رب العالمین و الصلاة علی سیدنا محمد و آله الطیبین الطاهرین؛ قال الله تعالی فی کتابه اعوذ بالله من الشیطان الرجیم: «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى اَلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا فِي اَلْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ اَلْوارِثِين»[۱].

شب نیمۀ شعبان و شب پر برکت موعود ادیان و انبیاء، خاتم الاوصیاء مهدی آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین است. این عید بزرگ را به همه اهل اسلام و اهل ولایت امیرالمومنین علیه السلام و همه جامعه بشر تبریک عرض می‌کنم.

مسئله امام زمان علیه السلام مهم‌ترین و اساسی‌ترین سنت الهی حاکم بر کرۀ زمین و بر جامعه انسانی است. خدای متعال کره زمین را برای اقامۀ عدل آفرید و انسان را بر روی کره زمین برای اقامۀ عدل و آبادی زمین آفرید، به انسان دستور داد زمین را آباد کند و به انسان قدرت داد تا در زمین عدل و داد بر قرار کندف شرط برقراری عدل و داد در زمین پیروی انسان از خلیفۀ خدا بود.

برقراری عدل و داد در جامعه بشری وقتی عملی خواهد شد که انسان به شرط خلافت الهی عمل کند. خلیفه خدا شدن یعنی کاری که خدا می‌کند را انجام دادن؛ بنابر این جامعه بشری وقتی به خلافت الهی دست پیدا می‌کند که جامعه‌ای باشد که جز امر و نهی خدا را نصب العین خود قرار نمی‌دهد و به آنچه خدا امر فرموده است  عمل می‌کند یعنی اقتصادش الهی است، سیاستش الهی است، فرهنگش الهی است، روابط اجتماعی اش الهی است، اخلاقش الهی است، خانواده‌اش خانواده‌ای الهی است، در روی زمین جز حکم خدا اجرا نمی‌کند؛ این است معنای جامعه خلافت الهی.

این جامعه چه وقت به این مقام خلافت الهی دست پیدا می‌کند؟ وقتی به این مقام دست پیدا می‌کند که از خلیفه تمام عیار خدا پیروی کند. این دو آیه در سوره نور را مورد متوجه قرار دهید:

«قُلْ أَطِيعُوا اَللّهَ وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ ما عَلَى اَلرَّسُولِ إِلاَّ اَلْبَلاغُ اَلْمُبِينُ * وَعَدَ اَللّهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اَلْأَرْضِ كَمَا اِسْتَخْلَفَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ اَلَّذِي اِرْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ اَلْفاسِقُونَ»[۲]

این دو آیه، یکی مقدمه دیگری و شرط تحقق دیگری است،  اگر «قُلْ أَطِيعُوا اَللّهَ وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ» تحقق پیدا کند و جامعه بشر به اطاعت خدا و رسول عمل کند، و در زیر چتر اطاعت خدا و رسول خود را درآورد، آن‌وقت نوبت به تحقق این وعده الهی می‌رسد «وَعَدَ اَللّهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اَلْأَرْضِ». خدا وعده داده است به مؤمنان و به آنها که کار نیکو می‌کنند که آنان را خلیفه خود قرار دهد، و خلیفه در زمین قرار دهد و بعد می‌فرماید: «وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ اَلَّذِي اِرْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي». این نتیجۀ این وعده الهی این است که اینها تمکین در زمین پیدا می‌کنند. تمکین دین، به این معنی است که سرار زمین و تمام جامعه انسانی و جامعه بشر به دین خدا عمل می‌کنند. این تمکین دین اگر حاصل شد، بشر به مقام خلافت الهی [می‌رسد] و خلیفه شدن به معنای آن است که کار خدایی در زمین می‌کند.

در روایات داریم که در دوران ظهور ولی عصر، خدای متعال گنجینه‌های زمین را به دست او باز می‌گشاید یعنی بشری که هزاران سال روی این کره زمین زیسته، شاید هنوز یک هزارم گنجینه‌های زمین را نتوانسته است کشف کند، یک گنجینه از گنجینه‌‌های زمین انرژی الکتریسیته بوده است، یک گنجینه از گنجینه‌‌های زمین انرژی هسته‌ای بوده است، یک گنجینه از گنجینه‌‌های زمین انرژی‌های گوناگونی بوده‌ است که امروز بشر بدان دست یافته است؛ ولی میلیون‌ها انرژی‌ها از این نوع گنجینه‌ها در کره زمین خدای متعال نهفته است.

ببینید امروز چه هزینه‌هایی را قدرت‌های بزرگ در جامعه بشر هزینه می‌کنند، امروز چقدر پول خرج تسلیحات می‌شود؟چقدر از امکانات بشر خرج نابودی بشر می‌شود؟ چقدر از امکانات بشر خرج رقابت‌های غیر عادلانه می‌شود؟ چقدر از امکانات بشر خرج احتکارها و خرج قدرت‌طلبی‌های بی‌جا می‌شود؟  چگونه استعدادهای بشر امروزه سرکوفته شده؟ چقدر از استعدادهای بشر امروز توانش است که جلوه کند؟ هر یک انسان به تعبیر امیرالمؤمنین علیه السلام «أ تزعم انّک جرم صغیر و فیک انطوی العالم اکبر» هر یک انسان جهانی است و به تعبیر سعدی: «جهانی است افتاده در گوشه‌ای» که ظاهرا او هم این معنا را از آن شعر منسوب به حضرت امیر گرفته است. انسان فرد چنین است، این انسان‌های فرد امروز در چه وضعی قرار گرفته‌اند؟ امروز از گوشه‌های دنیا چه خبرهایی به گوش همه ما می‌رسد؟ آیا این حاکمیت آمریکا بر مقدرات بشر به معنای گسترده شدن ظلم در سراسر جامعه بشر نیست؟  «یملئها قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا» آیا مراد از «ظلما و جورا» امروز عملی نشده است؟ چرا ما در ایران نمی‌توانیم و حق نداریم به دین خدا عمل کنیم؟ جرم مردم ایران چیست که امروز مورد تحریم قرار گرفته‌اند که حتی دارو را بر آنها تحریم کرده‌اند و اگر دستشان می‌رسید آب را بر ما می‌بستند، اگر دستشان می‌رسید غذا را بر ما می‌رسید، اگر دستشان می‌رسید همه جای کشورمان را تبدیل با ناامنی می‌کردند. البته خب عنایت امام زمان علیه السلام شامل حال کشور ما و ملت ما بوده است؛ مردم متوجه باشید که شما مشمول عنایت امام زمان علیه السلام هستید. امام زمان ما غایب نیست، مائیم که غائبیم؛ غیبتی که تحقق یافته در جامعه بشر، غیبت جامعه بشر از صحنه بود. غیبت از چه وقت شروع شد؟ غیبت امام و رهبر الهی سنتی دارد.  ما در کتاب «سنن القیادة الالاهیة فی القرآن الکریم» به تفصیل توضیح و تبیین کرده‌ایم ک رهبران الهی طبق سنت‌های اجتماعی خاص رهبران الهی عمل می‌کنند. غیبت امام سنت و قانون دارد. حظور امام قانون و سنت دارد که اینجا جای تفصیل آن نیست؛ منتهی اجمالا عرض می‌کنم: غیبت امام از بعد از شهادت سیدالشهدا در کربلا تحقق یافت و مرحله اول غیبت از آنجا شروع شد. امامان سه گانۀ اول ما یعنی امام علی علیه السلام و امام مجتبی علیه السلام و سیدالشهدا علیه السلام هرسه امام قیام کردند، قیام برای اقامه عدل کردند یعنی سلاح حمل کردند و به جنگ با دشمنان الهی پرداختند؛ هرچند در دوران امیرالمومنین علیه السلام در یک دورانی بی‌یار و یاور ماند، اما وقتی که یاور پیدا کرد، قیا کرد. امام مجتبی قیام کرد تا این دفعه، یاوران او را تنها گذاشتند. سیدالشهداء قیام کرد و بی یاور ماند. چه اتفاقی در صحنه کربلا افتاده ؟ در صحنه کربلا یک حادثه بزرگ تاریخی و یک پیچ تاریخی بزرگی رخ داده است و آن این است که امامت با تمام وجود و تمام امکانات و با تمام آنچه داشت به صحنه آمد و اینکه می‌بینید سیدالشهدا خانواده خودش را آورد، همه بنی هاشم با سیدالشهدا آمدند، هر کسی که می‌توانست حضرت را یاری کند فراخوانده شد و حضرت فراخوان عمومی داد. همه آنها که آمدند در کربلا، نخبگان جامعه آن روز بودند و همه آمدند یعنی امام و همه دارایی اجتماعی امام به صحنه حاضر شدند ولی امت کجا بودند؟ امت امام را تنها گذاشتند. کفران نعمت صورت گرفت. در قرآن کریم اشاره شده به این کفران نعمت که ما در بعضی از مباحثمان گفته‌ایم که سوره ابراهیم، سوره تبیین کنندۀ قوانین و سنت‌های مربوط به فرمانروایان الهی است که در ابتدای سوره می‌فرماید «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ»[۳]؛ بعد در ادامه سوره می‌فرماید: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى اَلَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اَللّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ اَلْبَوارِ»[۴] در روایات تفسیر شده این تبدیل نعمت خدا به کفر که چگونه این تبدیل صورت گرفت وقتی که امام با تمام آنچه داشت به صحنه آمد ولی امت او را تنها گذاشتند. اینجا غیبت غیبت که بود؟ غیبت امت بود. امت به صحنه نیامد. نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد که ستمگران، طاغوت‌ها و گرگ‌های درندۀ بشرنما امام تنها را در صحرا پاره پاره کردند، زیر سم ستوران لگدمال کردند، خانوادۀ محترم و مقدس و بلند مرتبه او را به اسارت گرفتند، دختران آل رسول در به در شهرها، کوه‌ها و بیابان‌ها شدند. به قول مرحوم دعبل که می‌گوید:  «بنات زیاد فی القصور مصونة؛ و آل رسول الله منتهکات» ما شنیده‌ایم که رقیه‌ای در شام از دنیا رفته است، لکن رقیه‌ها در این مسیر از دنیا رفته‌اند و معلوم نیست چه تعداد از کودکان خردسال آل رسول در این مسیر جان خود را از دست دادند. خب این غیبت که بود؟ از اینجا غیبت شروع شد. و غیبت امام بعد از حادثه کربلا رخ داد که امام و ائمه ما دیگر حمل صلاح نکردند و دیگر مردم را به یاری خود فراخوان نکرد و پیک نفرستاد که مردم به یاری من بیایید که می‌خواهم قیام کنم و این اتفاق نیافتاد.

این اتفاق برای چه وقتی عقب افتاد؟ اینجاست که معنی انتظار معنا پیدا می‌کند. انتظار حقیقی این است که جامعه‌ی اسلامی برای پاسخ به فراخوان امام آماده شود. عامل غیبت باید برداشته شود، عامل غیبت این بود که امام فراخوان کرد و امت به این فراخوان پاسخ نداد. انتظار حقیقی یعنی به فراخوان امام پاسخ مثبت دادند و این انتظار باید انتظار اجتتماعی باشد یعنی باید جامعه بشر، جامعه اسلامی آمادگی پیدا کند برای پاسخ به این فراخوانی امام.

آنچه امروز در این جنبش مقاومت اسلامی می‌بینیم، که این جنبش امروزه در حال گسترش است و جریان جریان عمومی در جامعه اسلامی می‌شود و این محدود به یک جامعه خرد و جامعه ایران نیست، حرکت از ایران شروع شد که ایران پایگاه حکومت امیرالمومنین علیه السلام است. یعنی انقلاب اصولاً و قیام مردم، پاسخ به فراخوان سیدالشهدا و امام زمان علیه السلام بود؛ چون مردم از امام ره تبعیت کردند چون ایشان نائب امام زمان بود و مردم فراخوان او را فراخوان امام زمان علیه السلام قرارداند و به این فراخوان پاسخ دادند که اندک اندک این پاسخ گویی امروز گسترش پیدا کرد، به عراق، لبنان، سوریه، یمن و فلسطین گسترش پیدا کرد. امروز آنچه در فلسطین رخ می‌دهد پاسخ‌گویی به فراخوان امام زمان علیه السلام است. این را من عرض کرده‌ام و باز هم تاکید می‌کنم، همۀ بلاد اسلام خانۀ امام زمان است. این جهان اسلام از موریتانی و مراکش گرفته تا اندونزی؛ این جهان گسترده‌ای که ما از آن به جهان اسلام تعبیر می‌کنیم، قلمرو حاکمیت امام زمان است. آنها که بدون اذن امام زمان علیه السلام دست بر روی حاکمیت این خاک و مرز گذاشته‌اند، آنها غاصبان‌اند. امروز این برگشت در حال اتفاق است.

آنچه در یمن اتفاق می‌افتد در حقیقت، پاسخ‌گویی به فراخوان امام زمان علیه السلام است. آنچه در فلسطین اتفاق می‌افتد ایستادگی مردم فلسطین در برابر آمریکا و صهیونیسم‌ها، ایستادگی و مقاومت مردم یمن در مقابل آمریکایی‌ها ودر برابر عربستان صعودی که وهابیون و دشمنان رسول خدا ص در آنجا حکومت می‌کنند، ایستادگی مردم عراق در برابر آمریکا، این اتفاقاتی است که در جهت شکل گیری یک مقاومت عمومی بر علیه استکبار جهانی است و این یعنی آماده شدن مردم برای پاسخ‌گویی به فراخوان امام زمان وقتی فرا می‌خواند برای برقراری عدل جهانی در برابر قدرت‌هایی که ظلم را بر همه جهان حاکم کرده‌اند: «یملأ الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا».

بنابراین امروز انتظار دو جور انتظار است: یک انتظار فردی است و یک انتظار اجتماعی؛ و انتظار فردی مقدمۀ انتظار اجتماعی است، یعنی باید انتظار فردی صورت بگیرد، و این انتظار فردی تبدیل شود به انتظار فردی دوم، سوم، و چهارم و بعد تبدیل به یک انتظار اجتماعی شود.

انتظار اجتماعی اطاعت از امام است و فراخوان امام زمان اگر اتفاق افتاد؛ که اتفاق افتاد آن روزی که امام خمینی ره مردم را فراخوان کرد و گفت به خیابان‌ها بیایید، تظاهرات و ایستادگی کنید، این فراخوان امام زمان علیه السلام بود که مردم پاسخ دادند.

امروز مقام معظم رهبری به مردم فراخوان می‌دهد، اگر مقام معظم رهبری می‌فرماید جهش تولید، این فراخوان امام زمان است و اگر می‌فرمایند رونق تولید، این فراخوان امام زمان است، اگر می‌فرمایند در مقابل آمریکا باید بیاستیم این فراخوان امام زمان علیه السلام است. اگر مقام معظم رهبری از مقاومت پشتیبانی می‌کنند و پرچم این مقاومت دست آن حضرت به اهتزاز درآمده از ایران، عراق، سوریه، لبنان و فلسطین و یمن و… در حقیقت همان فراخوان امام زمان علیه السلام است که پرچم آن به اهتزاز در آمده است. این انتظار فردی امروزه تبدیل به یک انتظار اجتماعی تبدیل شده که البته باید گسترده‌تر شود و ما باید منتظر روزی باشیم که این فراخوان، پاسخ داده شود در مصر، در شمال آفریقا، در آسیا و در کشورهای اسلامی گسترده‌ای مثل اندونزی؛ این به آن معناست که باید این حرکت مقاومت، مقاومت در برابر آمریکا، مقاومت در برابر ظلم و ستمی که امروز فراگیر شده، باید گسترش پیدا کند. وقتی که این آمادگی در  عامه جامعه اسلامی شکل گرفت -که مقدمات آن هم به حمدالله فراهم شده- در آن روز ما می‌توانیم ادعا کنیم که انتظار حقیقی تحقق یافته است. یعنی اگر امام آمد، با فراخوان امام دیگر در جامعه اسلامی آنچه در دوران قیام سیدالشهدا تحقق پیدا کرد، تحقق نخواهد یافت و دیگر امام تنها نخواهد ماند. امام زمان امام آخرین است، امامی است که همه وعده‌های الهی و انبیاء و همه وعده‌های کتب الهی به برقراری عدل روی زمین، باید به دست او تحقق عینی پیدا کند و دیگر امامی نیست که بعد از او امام باشد؛ لذاست که انتظاری که مردم باید از خود نشان دهند، آمادگی‌ای که مردم از خود باید نشان دهند، نه آن آمادگی‌ایست که در دوران امیرالمونین از خود نشان دادند که در دوران امیرالمونین هم آمدند و اعلام یاری کردند؛ در دوران سیدالشهدا ابتدا اعلام آمادگی کردند وبعد به وعده خود عمل نکردند و این اعلام آمادگی تبدیل به خیانت و تنها گذاشتن امام در صحنه شد. امروز اگر فراخوانی هست، که هست، باید پاسخ به این فراخوان طوری باشد که بعد از پاسخ ابتدایی، عقب‌نشینی به وجود نیاید و مردم خسته نشوند. این ابتلائاتی که امروز بر جامعه ما و جامعه مسلمین رخ می‌دهد برای ایجاد این حس مقاومت است. مقاومت معنایش این است که ما از مبارزه خسته نشویم و تا دشمن را از پا در نیاورده‌ایم از پا ننشینیم، و از محاصره دشمن خسته نشویم، از تهدید او عقب نشینی نکنیم، در برابر دشمن تسلیم نشویم، در برابر فشارهای مختلف فرهنگی عقب‌نشینی نکنیم، در برابر تهاجم دشمن منفعل نباشیم، اگر چنین شد، این به این معناست که ما آمادگی پاسخ‌گویی به فراخوان امام زمان علیه السلام داریم.

پاسخ‌گویی فراخوان امام زمان در یک آیه از قرآن کریم به آن اشاره شده و پاسخ‌گویی به فراخوان امیرالمونین و ائمه اطهارِ قبل از امام زمان در آیه دیگر. در آن آیه که می‌فرماید: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اَللّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اَللّهَ وَ اِسْتَغْفَرَ لَهُمُ اَلرَّسُولُ لَوَجَدُوا اَللّهَ تَوّاباً رَحِيماً»[۵]. این اشاره به آن فراخوان دوران امیرالمونین و پاسخی است که مردم در آن دوران به این فراخوان دادند که این پاسخ، پاسخ ناتمامی بود. اشاره شده:  «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ» این ظلم، ظلم اجتماعی است، ظلم اجتماعی یعنی امام را تنها گذاستن که این ظلم به نفس اجتماعی است. در این آیه «لو» آمده که در زیان عرب بر جمله‌ای می‌آید که در آن جمله معنایی را بیان می‌کند که آن معنا تحقق پیدا نمی‌کند. و اینجا خداوند می‌فرماید: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اَللّهَ وَ اِسْتَغْفَرَ لَهُمُ اَلرَّسُولُ لَوَجَدُوا اَللّهَ تَوّاباً رَحِيماً[۶]؛ این اگری که در اینجا بیان شده، اگر با «لو» است یعنی این اگری است که تحقق پیدا نکرده است و می‌فرماید اگر وقتی که اینها ظلم کردند به خویشتن و امام را تنها گذاشتند و امام را ۲۵ سال خانه‌نشین کردند، اگر بیایند به سوی تو،که در روایات آمده مراد از این « جاؤُكَ» یعنی : «جائو الی علیٍّ» چون علی علیه السلام نفس رسول الله صلی الله علیه و آله بود و خانه علی خانه رسول الله بود. اگر اینها بیایند و توبه کنند، «لَوَجَدُوا اَللّهَ تَوّاباً رَحِيماً»،  و بعد می‌فرماید: «فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً»[۷]

 بعد تفسیر می‌کند که ایمان یعنی چه و این بازگشت به سوی خانه رسول یعنی چه؟  یعنی «يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً» باشد. و اینجا فرمود: «و لو» یعنی این بازگشت، بازگشت موفقی نیست و بازگشت نیمه تمام است. این آن بازگشت اولیه ایست که در قرآن به آن اشاره شده است که پاسخی داده می‌شود به فراخوانی امام، اما پاسخ ناتمام است که عاقبت این پاسخ ناتمام در صحرای کربلا جلوه کرد.

و بعد در آیه دیگر اشاره شده به اینکه نوبت دیگری از این پاسخ وجود دارد که دیگر در این پاسخ و در این جمله «جاؤُكَ»، «لو» به کار نرفته؛ بلکه «اذا» به کار رفته است که می‌فرمای: «وَ إِذا جاءَكَ اَلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ اَلرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»[۸]؛ « اَلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا» یعنی همان کسانی که در آیه قبل در سوره نساء تفسیر شده است: «لا يُؤْمِنُونَ حَتّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً»[۹]؛ مؤمنین به این معنا اگر بیایند که می‌آیند، «اذا» یعنی خواهند آمد، پس معلوم می‌شود بازگشتی به خانه علی علیه السلام وجود دارد که بازگشت حتمی است و این بازگشت بازگشتی است که رحمت مکتوبه نصیب این بازگشت می‌شود: «كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ اَلرَّحْمَةَ» و اینکه می‌فرماید: «فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ» یعنی این بازگشت مورد رضای خدای متعال است و این بازگشت، بازگشت موفق و مورد رضای الهی است. و بعد می‌فرماید: «كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ اَلرَّحْمَةَ» که این اشاره به آن آیه بزرگی است که در پاسخ موسی علیه السلام داده شده.  که حضرت موسی علیه السلام پیامبر بلندپروازی بود -بلندپروازی در امور معنوی خوب است و در امور معنوی انسان نباید به کم قانع باشد و هر چه بلندپروازی در امور معنوی باشد به جاست- لذا در یک جا می‌فرماید: «قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ»[۱۰] خدایا دوست دارم دیگر حجاب‌ها بین من و تو برداشته شود، من را با خودت آنچنان آشنا کن که بی‌پرده تو را ببینم -البته این دیدن، دیدن با چشم نیست- که این یک بلندپروازی ایشان بود.

یک بلند پروازی دیگری در قرآن کریم از حضرت موسی علیه السلام نقل شده که در مناجاتی که با خدا داشت، به اینجا رسید که فرمود: «وَ اُكْتُبْ لَنا فِي هذِهِ اَلدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي اَلْآخِرَةِ إِنّا هُدْنا إِلَيْكَ»[۱۱]، اینجا که عرض کرد: «اُكْتُبْ لَنا فِي هذِهِ اَلدُّنْيا حَسَنَةً» درخواست آن حکومت عدل نهایی و پایانی را از خدا داشت که این هم یک بلندپروازی است. یعنی خداوندا آن حکومت عدل پایانی در جهان را که بعد از آن دیگر ظلمی نباشدو معنای پایانی نه به این معنا که دیگر بعدش بشر نباشد، بلکه یعنی حکومت عدلی که بعد از آن دیگر ظلمی نباشد، حکومت عدل جاودانه‌ای که بناست برپا کنی را به دست من برپا کن: «وَ اُكْتُبْ لَنا فِي هذِهِ اَلدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي اَلْآخِرَةِ إِنّا هُدْنا إِلَيْكَ»[۱۲]. خداوند در جواب او می‌فرماید: «قالَ عَذابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْء» اما «فَسَأَكْتُبُها»نه برای توالبته مراد این است که نه برای قوم تو و خود حضرت موسی که مشمول آن رحمت خاص الهی بوده است؛ «فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ اَلزَّكاةَ وَ اَلَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ»[۱۳]

و این «فَسَأَكْتُبُها» همان است که در آیه دیگر فرمود: وَ إِذا جاءَكَ اَلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ اَلرَّحْمَةَ. و این «فَسَأَكْتُبُها» یعنی رحمت تثبیت شده و رحمت تثبیت شده چیست؟ وقتی فرمود: «وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ * إِلاّ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ»[۱۴] یعنی رحمتی است که بعد از آن عذابی نیست یعنی این رحمتی است که ادامه دارد تا بهشت الهی و آن نعیم جاودان الهی. که رحمت مکتوبه همان حکومت مهدوی است که می‌فرماید: «فَسَأَكْتُبُها»  برای کی؟ «لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ اَلزَّكاةَ وَ اَلَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ »[۱۵] اینها که هستند؟ «اَلَّذِينَ يَتَّبِعُونَ اَلرَّسُولَ اَلنَّبِيَّ اَلْأُمِّيَّ اَلَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي اَلتَّوْراةِ وَ اَلْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ اَلطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ اَلْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ اَلْأَغْلالَ اَلَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اِتَّبَعُوا اَلنُّورَ اَلَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ»[۱۶] این نوری که «أُنْزِلَ مَعَهُ» کدام نور است؟ در همه روایات ما تفسیر شده که این نور، نور امامت ائمه اطهار و نور امام زمان علیه السلام است.  و این رحمت مکتوبه به دست اینها تحقق پیدا می‌کند؛ لذا آن آیه‌ای که عرض کردم آیه ایست که اشاره می‌کند به این مجیء و بازگشت دوم، که این بازگشت دوم بازگشت همراه با این رحمت مکتوبه است: «وَ إِذا جاءَكَ اَلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ اَلرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»[۱۷]  اگر جامعه ما، همین جامعه شیعی، قرن‌ها نتوانست به امام پاسخ مثبت دهد،  و این جامعه اسلامی قرن‌ها امام را تنها گذاشت، این همان «مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ» است که امام را قرن‌ها بعد از دوران سیدالشهدا علیه السلام تنها گذاشتیم؛ بلکه از دوران امیرالمونین علیه السلام این «مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ» اتفاق افتاد. اما «ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ» می‌خواهد اتفاق بیافتد و «تاب» بازگشت است که این بازگشت امروز بحمدالله آنچه در جامعه اسلامی ایران می‌بینیم، آنچه در جامعه پیرامون جامعه ایران می‌بینیم و آنچه در جنبش مقاومت اسلامی در منطقه می‌بینیم، این ایستادگی‌ها در برابر آمریکا و اصلا اینکه می‌بینیم مردم عراق امروز در برابر مردم آمریکا ایستادگی می‌کنند، این یک حادثه بزرگی در تاریخ بشر است. مگر جرأت داشتند مردم عراق و ملت‌ها در برابر آمریکا بیاستند؟ از ایران این ایستادگی شروع شد و به دیگر جاها منتقل شد و امروز مردم عراق نخست وزیری را که این رئیس‌جمهور عراق معرفی کرد، فقط به دلیل اینکه آمریکا تاییدش کرده است، پارلمان عراق او را نپذیرفت و در خبرها آمده است که همه جریان‌های شیعی اتفاق نظر کرده‌اند که به هیچ وجه زیر بار این نخست وزیر نروند، به دلیل اینکه گفته می‌شود این نخست وزیر گزینه آمریکاست. و اعلام کرده‌اند هم جنبش‌های مقاومت عراق و هم پارلان عراق که باید آمریکا از عراق بیرون روند. این معنایش این است که این بازگشت که تحقق یافته است، بازگشتی است که پایدار است و مردم ایران ۴۱ سال است که در برابر آمریکا ایستادگی می‌کنند یعنی این بازگشت به خانه علی علیه السلام پایدار است. این بازگشت پایدار، خود مژده ظهور امام زمان علیه السلام است. و این پایداری بر این بازگشت، مهم‌ترین انتظار است و انتظار حقیقی این است که ما بر این بازگشت پایدار بمانیم و بر این مقاومت ایستادگی کنیم که پاسخ حقیقی فراخوان امام زمان علیه السلام در این پایداری است. از خدا می‌خواهیم که در فرج ولی عصر تعجیل بفرماید، به همه ما توفیق درک زمان آن حضرت، درک یاری آن حضرت عنایت کند و به ما توفیق پاسخ‌گویی به فراخوان آن حضرت عنایت کند.

منابع:


[۱] . سورۀ قصص: ۵.

[۲] . سورۀ نور: ۵۵.

[۳] . سورۀ ابراهیم: ۷.

[۴] . همان: ۲۸.

[۵] . سورۀ نساء: ۶۴.

[۶] . همان.

[۷] . همان: ۶۵.

[۸] . سورۀ انعام: ۵۴.

[۹] . سورۀ نساء: ۶۵.

[۱۰] . سورۀ اعراف: ۱۴۳.

[۱۱] . سورۀ اعراف: ۱۵۶.

[۱۲] . همان.

[۱۳] . همان.

[۱۴] . سورۀ هود: ۱۱۸-۱۱۹.

[۱۵] . سورۀ اعراف: ۱۵۶.

[۱۶] . همان: ۱۵۷.

[۱۷] . سورۀ انعام:۵۴.

نوشته های مشابه

بستن