زندگانی
استاد، محسن محمدى عراقى (اراکى) در سال ۱۳۳۴ هـ . ش، در خانوادهٔ علم و فضیلت در نجف اشرف چشم به جهان گشود.
والد گرامیش، حضرت آیتاللّه العظمى حاج شیخ حبیب اللّه اراکى (رضوان الله علیه) از فقهای وارسته و استادان بنام حوزهٔ علمیهٔ نجف بود و افزون بر مقام شامخ علمى که ایشان را در صف علماى تراز اول حوزهٔ علمیۀ نجف قرار میداد در میدان عمل نیز از پیشتازان بود. ورع، تقوا، عبادت، زهد و سایر ملکات و سجایاى اخلاقى ایشان کمنظیر بود. او در عالم سیر و سلوک، مقامى عالى داشت و علاوه بر دارا بودن صفا، طهارت و کمالات اخلاقى، از حالات بسیار خوب معنوى نیز برخوردار بود و مکاشفات و مشاهدات ربانى نصیبش مىشد.
والدهٔ استاد، فرزند عالم پرهیزکار آیتاللّه العظمى شیخ صفرعلى اراکى (رضوان الله علیه) است.
شیخ صفرعلى اراکى (رضوان الله علیه) از اعاظم فقهای حوزهٔ علمیهٔ نجف اشرف بود. او تألیفات فراوانى در زمینهٔ مسائل فقهى و اصولى دارد و قریب یک دورهٔ فقه استدلالى و نیز یک دورهٔ کامل اصول فقه از جمله آثار علمى باقیمانده از ایشان است.
خانواده
جد امّی
حضرت آیتالله العظمی شیخ صفرعلی عراقی (رضوان الله علیه)
در روستای فیجان از توابع استان مرکزی در سال ۱۳۰۳ قمری، چشم به جهان گشود و در آنجا پرورش یافت.
مادر ایشان علویه، سیده آمنه خاتون و پدرشان آقا محمدتقی عراقی، دهقان بود.
مراتب تحصیل
آموزش قرآن کریم و دروس مکتبخانه را در روستای خود آغاز کرد و سپس به سلطانآباد (شهرستان اراک فعلی) رفت و در مدرسهٔ علمیهٔ سپهدار، شروع به تحصیل دروس حوزوی نمود و دروس سطح را در همانجا به اتمام رساند. در این مقطع زمانی، از همدورهایهای ایشان، حضرت آیتاللّه العظمى حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی (رحمه الله علیه) بود. پس از آن، در سال ۱۳۲۷ قمری برای ادامهٔ تحصیل، رهسپار نجف اشرف شد.
استادان
علامه آقابزرگ تهرانی در نقباء البشر مینویسد: شیخ صفرعلی عراقی حوزهٔ درس آخوند خراسانی را درک کرده و همچنین نزد استادان سترگی همچون: میرزای نائینی، آقاضیاء عراقی و سید ابوالحسن اصفهانی (رحمهم الله) برای سالیانی تلمذ کرده و درسهای ایشان را نوشته است. علاوه بر آن، از درس سید محمدکاظم طباطبایی یزدی (رحمه الله) نیز بهره برده است.
آثار علمی
از معظمله آثار گرانبهایی بهجا مانده که برخی از آنها در اثنای مسافرت به مشهد مقدس از بین رفته و برخی در نجف اشرف مانده است.
ایشان دورهٔ کامل فقه و اصول استادن خود را تقریر و به رشتۀ تحریر درآورده است. آنچه از آثار ایشان بهجا مانده عبارتند از:
۱. رسالهٔ مستقلی در بحث عدالت.
۲ .تعلیقه بر مکاسب محرّمۀ شیخ انصاری که اخیراً با تحقیق خوبی به چاپ رسید.
۳. تعلیقه بر بیع مکاسب.
۴. تعلیقه بر خیارات مکاسب.
۵. مباحث الفاظ اصول (تا مقدمهٔ واجب).
۶. مشکاة الفقیه (تعلیقه بر شرائع الاسلام).
ویژگیهای اخلاقی آیتالله العظمی صفرعلی عراقی(رضوان الله علیه)
افزون بر مراتب عالی علمی از مراتب عالیهٔ تجرد و تهذیب نفس برخوردار بوده است. تواضع، زهد، دوری از زخارف دنیا، تقوا، ترس از خدا، عبادت، خشوع و رقت قلب، تلاش، پشتکار، پاکی و صداقت از اوصاف بارز این مرد خدا بوده است.
گریههای بسیار او از خشیت خدا و نمازهای شب طولانی او تا آنجا که در ماه مبارک رمضان، دعای ابوحمزهٔ ثمالی را در نماز وتر میخوانده است و تلاوت قرآن نیمهشب او از ویژگیهای بارز ایشان است که در ذهن آشنایان و نزدیکان او نقش بسته است. نقل شده است که در ماه مبارک رمضان چهل ختم میکرده است.
ایشان در شیفتگی و عشق به رسول الله (صلی الله علیه و آله) و اهلبیت (علیهم السلام) شیدایی خاصی داشته، تا آنجا که گاه اتفاق میافتاده که در مجالس مصیبت آنان از شدت تأثر از هوش میرفته است. نقل است که ایشان گاهی در هنگام تشرف به زیارت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در حین زیارت با رسیدن به این فراز: «أَنْتَ أَوَّلُ مَظْلُومٍ وَ أَوَّلُ مَنْ غُصِبَ حَقُّهُ» از هوش میرفته است. در عصر خود در قناعت و سادهزیستی کمنظیر بوده است تا آنجا که گاه یک ماه رمضان را با نان خشک و آب سپری کرده است.
وفات و آرامگاه
حضرت آیتالله العظمی شیخ صفرعلی عراقی (رضوان الله علیهم) در ۱۲ ذیالقعدهٔ سال ۱۳۷۹ قمری، در سن ۷۶ سالگی دار فانی را وداع گفته و پس از تشییع باشکوه، پیکر پاک او در صحن مطهر حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نزدیک مقبرهٔ آقا سید محمد کاظم یزدی (رحمه الله) به خاک سپرده شده است.
فعالیتها در نجف اشرف
فعالیتهای تحصیلی
آیتالله شیخ محسن اراکی (دام ظله) ، قرآن كریم را نزد والد و والده فرا گرفت و نیز همشیره ارشدش علاوه بر قرآن، گلستان سعدى و كتابهاى درسى سالهاى اول، دوم و سوم ابتدایى را به ایشان آموخت.
با توجه به وضعیت نامناسب مدارس آن روز و نیز به منظور فراگرفتن كامل زبان عربى، والد ایشان، براى تحصیلات ابتدایى وی را به مدرسۀ «منتدىٰ النشر» كه زیر نظر آیت الله محمدرضا مظفر اداره میشد، فرستاد. از ابتدا به كلاس سوم رفت و تا كلاس اول متوسطه در همان مدرسه به تحصیل ادامه داد.
پس از آن، با راهنمایى پدرش به تحصیلات حوزوى روى آورد. از این رو، از سال ۱۳۴۷ هـ . ش، تحصیلات حوزوى را شروع كرد.
دروس مقدمات و برخى از دروس سطح نظیر: شرح صمدیه، حاشیۀ ملاعبدالله، مقدارى از معالم و مقدارى از شرح لمعه، كفایه و رسائل را نزد پدرش خواند و بقیه را نزد استادان و علمای بارز حوزۀ علمیه نجف فرا گرفت.
استاد معظم مقدارى از لمعه را نزد آیتالله سیدعزالدین بحرالعلوم، اصول فقه و بخش اعظم رسائل را محضر آیتالله العظمى سید كاظم حائرى، بخشى از مكاسب را نزد شهید آیتالله شیخ محمدتقی جواهری، بخش دیگر را نزد آیتالله شیخ عبدالمجید روشنى و بخشى دیگر را نزد آیتالله سید محمود هاشمى شاهرودى، مقدارى از كفایه را نزد آیتالله سید عباس خاتم یزدی و بخشى از آن را نزد آیتالله سید حسن مرتضوى، تفسیر و علوم قرآن را محضر آیتالله سید مصطفى خمینى همچنین آیتالله معرفت و نیز آیتالله سید محمدباقر حكیم، و حكمت شرح منظومه و جلد اول و دوم اسفار را در محضر آیتالله شیخ عباس قوچانی گذراند. پس از اتمام سطح، در سال ۱۳۵۳ هـ . ش، مراحل عالی دروس حوزوی (درس خارج فقه و اصول) را از محضر استادان بزرگی همچون آیتالله العظمى خوئى و شهید آیتالله العظمى سید محمد باقر صدر و حضرت آیتالله العظمی وحید خراسانی استفاده کرده و همچنین در جلسات اخلاقی حضرت امام خمینی در ایام تبعیدشان به نجف حاضر شدند.
فعالیتهای سیاسی
حضرت استاد، فعالیتهاى سیاسى خود را در نجف اشرف آغاز كرد.
وی در اثر علاقۀ شدید به حضرت امام در بیت ایشان رفت و آمد داشت و در نشر آثار و اعلامیهها و کتاب حكومت اسلامى امام، در عراق فعالیت میكرد. از سوى دیگر، در جلسات درس آیتاللّهالعظمى سید محمد باقر صدر نیز حضور فعال داشت.
در نتیجۀ این فعالیتها و ارتباطى که با جوانان دانشگاهى در عراق داشت، تحت تعقیب دستگاه امنیتى رژیم بعث قرار گرفت و حدود یک سال، زندگى مخفیانه داشت.
فعالیتها در ايران
هجرت به قم و آغاز مبارزۀ سیاسی
استاد معظم، در سال ۱۳۵۴ هـ . ش، از عراق رخت بسته و به قم مهاجرت کرد و از همان آغاز به سازمان امنیت احضار شد و مورد بازجویى قرار گرفت. این مسأله چندین بار تکرار شد که به لطف خداى متعال توانست رهایى یابد.
در سال ۱۳۵۷ هـ . ش، به دلیل ایراد یک سخنرانى انقلابى در خوانسار تحت تعقیب قرار گرفت. و با اوجگیری انقلاب در سال ۱۳۵۷ هـ . ش، فعالیتهای سیاسی خود را بر علیه رژیم ستمشاهی تشدید نموده و در شهرستانهای مختلفی چون: اراک، خوانسار و دزفول به سخنرانی و فعالیتهای انقلابی پرداخت.
فعالیتهای علمی در قم
در ابتدای اقامت در قم مورد عنایت حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) که در آن دوران در نجف به سر میبرد قرار گرفته بود تا آنجا که در خصوص ایشان، حضرت امام دو نامۀ مستقل از نجف به ایران نوشته اند؛ یکی خطاب به فرزندشان حاج احمد در مرقومه شریف ایشان به صبیه خود خانم مصطفوی، و دیگری به برادرشان آیتالله پسندیده که به وضع ایشان رسیدگی شود و مورد اهتمام قرار گیرد .
نامه به شهید قدوسی (رحمه الله علیه)
معظم له زمانی که در مدرسۀ حقانی مشغول به تدریس بودند نامه ای به آیتالله قدوسی (رحمه الله علیه) نوشتند که متن نامه چنین است.
بسم الله الرحمن الرحیم
به پیشگاه استاد عالیقدر مخدوم و معظم حضرت آقای قدوسی (دام ظله)
پس از تقدیم سلام امیدوارم همیشه در سایۀ الطاف الهی مصون و مؤید بوده باشید.
باری غرض از تصدیع نخست این بود که مطالبی راجع به مدرسه به ذهن من آمده و مدتی است میخواهم خدمتتان عرضه دارم فرصت مناسبی پیش نمیآمد و حتی خواستم منزل خدمتتان برسم، آمدم گفتند: تشریف ندارند؛ به هر حال احتیاج به تأکید نیست که در این مطالب هیچگونه غرضی نداشته و به جز رضای خدای بزرگ و افتخار داشتن در خدمتی ناچیز به این متوسلۀ پر ارج، منظوری ندارم.
از نظر این بنده اگر چه امکان دارد اشتباه باشد و گرچه در مقابل انظار بزرگانی چون اعضای جلسۀ شورای مدرسه، ناچیز و بیارزش است ولی چه کنم که نمیتوانم خودداری کنم و از عرضۀ داشتن این نظر ناچیز چشم بپوشم.
وضع کنونی مدرسه با همۀ محاسنی که دارد معایبی نیز در آن به چشم میخورد که طبق تجربۀ این حقیر به چند نکتۀ زیر اشاره میشود:
الف. در طلاب مدرسه عشق و شور به تحصیل کمتر دیده می شود؛ نوعاً خودجوش و خودجنبش نیستند و به همین سبب است که محصولی که باید از فعالیتها و کوششهایی که در مدرسه بهمصرف میرود بدست آید دیده نمیشود.
ب. کارگر، دانشجو، هنرجو، یا هر جویندۀ دیگر، شناخت هدف، آینده نگری، سرنوشتاندیشی، نقشی اساسی در پیشرفت آنها در فعالیتها و کوششهایی که می کنند دارد.
کارگری که به آیندهاش نیندیشد، دانشجویی که در سرش آیندهای طلایی نپروراند، هنرجویی که در فکر نتایج تلاش خویش نباشد، هیچگاه پیشرفت نمیکنند؛ اگر هم پیشرفتی کنند، اندک و ناچیز خواهد بود.
من در میان طلاب مدرسه و شاید در طلاب غیر مدرسه نیز به همین اندازه یا بیشتر وجود داشته باشد این خصلت را احساس کردم که بسیاری از آنها واقعاً نمیدانند که چه میخواهند بشوند و چه نقشی را در آینده ایفا خواهند کرد. آیا مرجعیت؟ آیا نویسندگی؟ آیا خطیب سرشناس شدن؟ یا هیچیک یا چیز دیگری هرچه خواهد باشد.
مقصود من این نیست که هر کسی باید در نظر داشته باشد مخصوصاً که در آینده چه خواهد شد؛ بلکه منظور این است که آیندههای جذاب و جالبی که آنها را به سوی خود بکشند و در نتیجه، فعالیتها و تلاشهای آنها بیشتر و پرمحصول شود در آنها و در افکار و احساسشان یافت نمیشود.
ج. طلاب در بسیاری از مراحل درسی مدرسه تلاشهای متنوع و پخش دارند. تلاشهای فکری مخصوصاً تا جهت نگیرند و مرکز نشوند، کمتر محصول میدهند. در بعضی از مراحل درسی طلاب در زمینههای متباین و بیتناسبی فعالیت میکنند: فقه، فلسفه، عربی، انگلیسی، نهج البلاغه، تفسیر و ... .
این تنوع و اختلاف، مسیر فعالیت را پراضطراب و در نوسانی عجیب در میآورد. این نوسان و اضطراب تا چه اندازه به سود باشد نمیدانم؟
د. رابطۀ استاد و شاگرد در مدرسه مانند رابطهای است میان دو فرد که از نظر کار و مسؤلیت مستقل از یکدیگرند و هر یک برای خود، کار میکنند؛ مانند یک کارگر سیمکشی برق، با یک کارگر بنایی که هر دو در یک ساختمان جمع شوند؛ ولی هر یک برای خود، کار کند؛ در عین آن که هر دو میدانند که یک ساختمان را سامان میدهند. رابطۀ شاگرد و استاد در مدرسه عیناً اینچنین است. محدود است به نطاق درس معیّنی که استاد می دهد؛ آن هم تا حدود معینی. نه استاد کاری به کار شاگرد دارد که اخلاقش چه جور است، فعالیتهای تحصیلی او در زمینههای مختلف تا چه اندازه است، نیازهای او چیست، علل فکری، عقیده ها، ایدهها، تمایلات، و … او چیست؟ و نه شاگرد کاری به کار استاد دارد، که اگر مشکلی، عقدهای، نیازی داشت با او در میان بگذارد ... .
این نحوۀ ارتباط یا بیارتباطی، کاملاً به ضرر شاگرد و مدرسه تمام خواهد شد.
هـ. مدیریت مدرسه یک رهبری یک طرفه است. یعنی نحوهای است از رهبری که فقط رهبر پیرو را به دنبال میکشد بدون آن که پیرو از خود نیز حرکتی، جهشی، جنبشی به سوی رهبری داشته باشد. رهبری باید بهگونهای باشد که همانطور که رهبر میکشد و پیرو کشیده میشود، از طرف خود پیرو نیز تمایل، انعطاف، گرایش به رهبری وجود داشته باشد.
شاید رهبری مدرسه بتواند وضع را کنترل کند، اهداف و برنامههایی که باید بهکار برده شود پیاده کند ولی تا چه اندازه این برنامه، محصول دهد بستگی دارد که خود افراد نیز به آن برنامه دلبستگی داشته باشند؛ گرچه این دلبستگی، دلبستگی بالتبع باشد یعنی چون هیئت مدیره خواسته است میخواهیم.
ولی متأسفانه گویا هیئت مدیره و مدیریت مدرسه از این عاطفه در دل طلاب برخوردار نیست، نمیدانم شاید علل زیادی داشته باشد؛ ولی در ذیل بعضی از آن علل را تذکر خواهم داد.
و. و بالأخره در مراحل بالا نسبت به فقه و اصول بیتوجهی شده است. نمیدانم شاید تشخیص بنده غلط باشد. من معتقدم که اگر فلسفه اهمیت دارد چون که راهی به سوی جهانبینی اسلامی صحیح است؛ فقه نیز به همان علت همان اهمیت را دارد.
جهانبینی اگر به نظریههایی دربارۀ وجود هستی و جهان محدود باشد، در زندگی انسان و اصولاً در اهدافی که ما در نظر داریم چه نقشی خواهد داشت؟ طبیعی است نقشی بسیار ناچیز.
به وسیلۀ جهانبینی تنها که نمیتوان مردم را به خوشبختی رساند؟ مگر میتوان به وسیلۀ نظریههای کلی دربارۀ اصل وجود هستی و انسان، نیازهای امروز بشر را مرتفع ساخت؟ طبیعی است که نه؛ برنامههای اسلامی که نیازهای واقعی انسانها را برطرف میکند، مگر نه این است که از راه فقه بدست میآید! خواهید گفت؛ فقهی که امروز متداول است نسخ شده از جوهر اسلام و درگیر با مسائلی است که هیچ نیازی از بشر را برطرف نمیکند.
ولی باید دانست فقه نسخ شده را آیا به جز با شناختن آن میتوان پاک و اصلاح نمود؟
اگر فقه امروز خود را درگیر با مسائلی غیر قابل اهمیت نموده است ولی شیوههای استدلالی دقیق قواعد کلی، ضوابط، پایههای فکری، روندها، اثباتها، نفیها و … جز به دریافت صحیح و دقیق همین فقه موجود امکانپذیر نیست.
یکی از عوامل بزرگی که در امر انقلاب فکری در هر زمینه مؤثر است همین شناخت پوسیدههاست تا از میان آنها گوهری شسته و زیبا بدست آید.
فلاسفۀ اروپا برای انقلاب فکری از بُن، گذشته را کوبیدند و لذا هنوز از آسانترین عقدههای فلسفی خلاص نشدهاند.
صدر المتالّهین برای انقلاب فلسفی خویش افکار را سبک و سنگین کرد، در غور افکار گذشته شنا زد و … سپس فلسفهای به هم پیوسته و قدرتمند توانست تحویل دهد.
از این بیشتر مزاحم اوقاتتان نمیشوم.
آنچه به نظر من برای حل قسمتی از این مشکلات میرسد از قرار ذیل است:
۱. برای تشویق طلاب به درس و تحصیل راههایی انتخاب شود که از جمله، اعطای جوایز به طلاب خوب است. میتوان بهوسیلۀ طرح مسائل یا تکلیفهای متنوع: تلخیص بعضی از مطالب درسی، انتقاد از بعضی مطالب درسی، پاسخ به سؤالاتی که راجع به بعضی از مطالب درسی داده میشود، مطالعۀ بعضی از کتابها و خلاصه کردن آنها و غیره … شاید بتوان از راه دادن جایزه به افرادی که از عهدۀ این کارها برآیند شوق و عشق طلاب را تجدید کرد. البته از راههای دیگری نیز میتوان استفاده نمود.
۲. از اساتید در هر مرحله از مراحل درسی که تدریس میکنند درخواست شود هر دو ماه حداقل یکبار نظرات خود را دربارۀ وضع عمومی مدرسه، وضع خصوصی کلاس و وضع خصوصی دانشجویان یادداشت نموده و به دفتر مدرسه تحویل دهند. علاجها، راههای اصلاحی که به نظرشان میرسد نیز یادداشت نمایند.
۳. اساتید بزرگ مدرسه از قبیل آقای مصباح و آقای بهشتی و … با تمام مدرسه مخصوصاً با شاگردان کلاسهای پایین در تماس باشند. میتوان این تماس را بهوسیلۀ قرار دادن جلسات عمومی در هفته یکبار برقرار نمود که استاد مورد نظر با طلاب مدرسه روبرو شود و مشکلات آنها را پاسخ گوید.
و چه خوش بود اگر نظیر جلسۀ آقای بهشتی که در هفتۀ آخر تحصیلی انجام گرفت هر هفته بهوسیلۀ یکی از اساتید متشخص مدرسه صورت گیرد.
۴. بعضی از مواد درسی مانند زبان؛ عربی و انگلیسی که در اصل پیکرۀ افکار اسلامی دخالتی ندارند، اختیاری باشند. البته اختیار ابتدایی نه استمراری که اگر کسی در اول سال تحصیلی اختیار کرد باید تا آخر سال به تمام لوازم آن برنامه ملتزم شود و در حق او این ماده یک درس اصلی حساب میشود و بهتر این است که به کسانی که در این برنامه شرکت میکنند امتیازی نیز داده شود.
۵. مدیریت مدرسه همچنان که دافعه دارد احتیاج به کمی جاذبه دارد؛ جاذبه از راه اظهار محبت به طلاب، برطرف نمودن نیازهای شخصی آنان، تشویق آنان در جایی که کار شایستهای از آنان صادر میشود، برقراری رابطۀ دوستی و رفاقت میان شخص مدیر و اساتید به خصوص اعضای جلسۀ شورا با طلاب، شرکت در بعضی از مناسبتهایی که طلاب تشکیل میدهند، شرکت در بعضی از مسافرتهای گروهی گرچه به افراد مخصوصی از ممتازین طلاب اختصاص یابد، وادار نمودن طلاب به انجام بعضی از فعالیتهای دستهجمعی و همکاری با آنان در آن فعالیت.
۶. شخص مدیر در روز حداقل باید دو ساعت در مدرسه بیکار باشد یعنی کارش سرکشی از حال طلاب، ورود در بعضی از اتاقها، نشستن با آنها، صحبت با آنها و غیره.
نباید مدیر طوری باشد که هرگاه یکی از طلاب بخواهد با او صحبت کند و حتی اگر این صحبت خیلی بیارزش باشد البته این استثنا میخورد تنها پاسخ او این باشد: که کار دارم یا این که اصولاً کسی جرأت صحبت کردن با او را نداشته باشد.
۷. به اضافۀ جلسۀ شورای هیئتمدیره، جلسهای میان اساتید هر کلاس در ماه یکبار یا کمتر یا بیشتر که فکر کنم کمتر از آن نمیشود که محصول این جلسه به جلسۀ شورای بزرگ داده شده و بررسی شود.
بسیاری از نکات را اساتید کلاسهای پایین در نتیجۀ تماسی که با افراد دارند میتوانند دریابند که اساتید کلاسهای بالا و عموم اعضای هئیت شورا نمیتوانند بر آنها اطلاع پیدا کنند. این جلسه شاید بتواند جای نوشتههایی که در بند ۲ اشاره رفت بگیرد.
۸. نسبت به کتابهای درسی نظر شخصی اینجانب این است: نسبت به کتابهای سنین اولی عربی آسان و صرف ساده و غیره جای کتابهایی مانند کتابهای ذیل را نمیتواند بگیرد:
– صرف محیالدین عبدالحمید که در آخر جزء دوم شرح ابن عقیل چاپ شده است.
– نحو مبادی العربیه، یا المنهاج، یا دروس فی العربیه ... .
– و به جای سیوطی، شرح ابن عقیل. و به جای جلد دوم اصول مظفر: الأصول العامه للفقه المقارن تألیف استاد عالیقدر سید محمد تقی حکیم.
۹. برنامههای اخلاقی ضروری است، چه بهتر اگر از بعضی از اساتید استدعا میشد برنامههای اخلاقی برای طلاب برگزار کنند. دروس اخلاقی شروح بعضی از ادعیه گرچه بهعنوان یک مادۀ درسی مستقل درآید. شرح دعای ابوحمزه، شرح دعای کمیل، زمینۀ خوبی برای تربیت و پرورش خصائل اخلاقی است.
حقیر درس اخلاق را در صورتیکه از مکتب اهلبیت مایه گیرد میپسندم و گرنه … و بهترین وجه برای این مایهگیری دو راه است:
۱. سیری در کمالات و خصائل پاک آنها که با روایات اخلاقی واردۀ از آنها آمیخته باشد.
۲. سیری در دعاهایی که از آنها وارد شده است؛ مانند ادعیۀ صحیفۀ سجادیه و دعای ابوحمزه و کمیل.
بیش از این مصدع نمیشوم. از جسارت و زبان درازی خودم خجلم، امید عفو دارم.
۴ رجب/۹۷ محسن اراکی
متن یادداشتی که شهید بهشتی (رضوان الله علیه) در حاشیۀ نامۀ معظمله مرقوم فرمودند به شرح زیر است: «بسیار جالب و شایان توجه و مذکِّر ۵۶/۶/۲۹».
تصویر صفحۀ اول نامۀ معظمله
تأسیس مجمع الفکر الإسلامی
آیتالله اراکی (دام ظله) در سال ۱۳۶۶ هـ . ش، با همکاری جمعی از اندیشمندان حوزوی «مجمع الفکر الإسلامی» را در قم تأسیس نمود که خدمات علمی فراوان آن بر اهل فضل و علم پوشیده نیست. از جملۀ این فعالیتها انتشار دورۀ کامل آثار شیخ انصاری و احیای برخی از کتابهای نفیس علمای شیعه و تأسیس و انتشار مجلۀ علمی «الفکرالإسلامی» و دهها عنوان کتاب دیگر که برخی از آنها بهعنوان کتاب سال معرفی شده است.
حضور در استان خوزستان
پس از پیروزی انقلاب جهت فعالیتهای فرهنگی از سوی دفتر حضرت امام به اهواز و سپس خرمشهر و آبادان اعزام شد و از آن تاریخ، فعالیتهای فرهنگی گستردهای در خوزستان و به ویژه خرمشهر آغاز نمود.
ایشان در آغاز سال 58 هـ . ش، از سوی دفتر حضرت امام مأموریت یافتند که جهت فعالیتهای فرهنگی و مقابله با نفوذ جریانات انحرافی در خرمشهر حضور یابند. پس از ورود به خرمشهر فعالیتهای فراوانی انجام دادهاند از جمله تأسیس حوزه علمیه به نام «مرکز الدراسات الإسلامیه» و نیز یک مرکز فرهنگی به نام «مرکز التوعیّه الإسلامیه» و همچنین فعال سازی انجمنهای اسلامی دانش آموزان و دانشجویان و حضور فعال در مساجد و تأمین ائمۀ جماعات برای مساجد خالی از امام و سایر فعالیتها که تا هنگام آغاز جنگ ادامه داشت.
در آغاز سال ۱۳۵۹ هـ . ش، از سوی شهید بهشتی و شهید قدوسی به عنوان حاکم شرع آبادان و خرمشهر منصوب شد و در کنار فعالیتهای فرهنگی به فعالیت قضایی در این دو شهر پرداخت.
حضور در جبهههای دفاع مقدس
با آغاز جنگ تحمیلی در شهریور ماه سال ۱۳۵۹ هـ . ش، در کنار رزمندگان در خطوط مقدم جبهه های خرمشهر به دفاع از اسلام و میهن اسلامی و پشتیبانی و تقویت رزمندگان اسلام پرداخت و پس از سقوط خرمشهر با تداوم حضور در جبهههای نبرد در آبادان دفاع از مرزهای اسلامی و تقویت و حمایت فکری و عملی از رزمندگان را ادامه داد. او شخصاً در عملیاتهای رزمی گوناگونی در کنار رزمندگان اسلام حضور یافته و نقش مؤثری در تقویت روحیۀ رزمندگان اسلام در جبهههای نبرد آبادان و خرمشهر ایفا نمود. ایشان با حضور مستقیم در عملیات بیتالمقدس در کنار رزمندگان در فتح خرمشهر مشارکت نموده و در این عملیات مجروح شد و تا مأموریت ریاست دادگاههای انقلاب خوزستان که مجبور به انتقال به اهواز شدهاند ادامه یافت.
در سال ۱۳۶۲ هـ . ش، شاخه نظامى مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق را تأسیس نمود که بعدها به «سپاه نهم بدر» معروف شد. وی از سال ۱۳۶۶ - ۱۳۷۵ هـ . ش، مسئولیت نمایندگى ولىّفقیه در نیروهاى سپاه بدر را نیز بر عهده داشت.
فعالیتهای قضایی و علمی در خوزستان
آیتالله اراکی (حفظه الله) در سال ۱۳۶۰ هـ . ش، بهعنوان ریاست دادگاه های انقلاب اسلامی خوزستان منصوب شد و مهمترین نقش را در پاک سازی خوزستان و به ویژه مناطق جنگی از عناصر گروهکها و برقراری امنیت کامل در شهرهای خوزستان ایفا نمود. با حضور در شهر اهواز در سال ۱۳۶۰ هـ . ش، در کنار فعالیت قضایی به تدریس در حوزۀ علمیۀ اهواز پرداخته و نقش مؤثری در فعالیتهای فرهنگی سطح شهر و تقویت و حمایت مراکز و نیروهای فعال فرهنگی ایفا نمود.
در همان سال، علاوه بر مسئولیتهای قضایی پیشین، ریاست کل دادگستری استان خوزستان را به عهده گرفت و تحولی بنیادین در ساختار دادگستری به وجود آورد که حضور گستردۀ فقیهان وارسته و قضات متعهد در ترکیب دادگستری خوزستان از جلوههای این تحول بود.
در سال ۱۳۶۲ هـ . ش، جهت ادامۀ فعالیتهای علمی به حوزۀ علمیۀ قم بازگشت و به ادامۀ درس و تدریس در این حوزه پرداخت.
امامت جمعۀ شهرستان دزفول
پس از رحلت آیتالله قاضی (نخستین امامجمعۀ شهرستان دزفول پس از انقلاب) در آغاز سال ۱۳۶۵ هـ . ش، بنا به درخواست مردم دزفول از سوی حضرت امام خمینی (قدس سره) بهعنوان نمایندۀ ایشان و امام جمعۀ دزفول منصوب گشت.
با حضور در شهر جنگزدۀ دزفول، فعالیتهای گستردهای در خدماترسانی به مردم انجام داد که تسریع در بازسازی شهر، تکمیل و تجهیز بیمارستان بزرگ دزفول، حل مشکل زمین مسکونی مردم، تأسیس مجتمع بزرگ فرهنگی دزفول، توسعۀ حوزۀ علمیه، تأسیس دانشکدۀ اصول دین (واحد دزفول)، تأسیس بنیادهای خیریۀ متعدد (از جمله: بنیاد خیریۀ امام خمینی)، راه اندازی و دبیرکلی کنگرۀ بزرگ شیخ انصاری، راه اندازی جنبش مدرسه سازی، کمک در راه اندازی دانشگاه های آزاد و پیام نور، مجوز راه اندازی دانشکده علوم پزشکی دزفول، کمک به توسعه راه اندازی شاخه شمالی دانشکدۀ شهید چمران دزفول، بازسازی مساجد، راه اندازی هستۀ مرکزی حزب الله دزفول و ده ها توسعۀ فرهنگی بخشی از فعالیتهای ایشان در دورۀ تصدی امامت جمعۀ دزفول بود که در نتیجۀ این فعالیتهای استثنایی فرهنگی و خدماتی در سطح شهر، از سوی شورای مرکزی ائمۀ جمعه بهعنوان «امامجمعۀ نمونه کشور» برگزیده شد.
ورود به مجلس خبرگان رهبری
معظمله، در سال ۱۳۶۹ هـ . ش، از سوى مردم شریف خوزستان به دورۀ دوم مجلس خبرگان رهبرى راه یافت و مجدداً در سال ۱۳۷۷ هـ . ش، به نمایندگی از این استان در مجلس خبرگان برگزیده شد و به عضویت کمسیون تحقیق، در این مجلس درآمد. و در سال 1394 هـ . ش، در پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری بهعنوان نمایندۀ مردم شریف استان مرکزی به مجلس خبرگان راه یافت.
فعالیتها در اروپا
تأسیس مرکز اسلامی
حضرت آیتالله اراکی (حفظه الله) در سال ۱۳۷۳ هـ . ش، به دستور مقام معظم رهبری (مد ظله) جهت تأسیس مرکز بزرگ اسلامی انگلیس ( Sakina Trust ) و راه اندازی نمایندگی مقام معظم رهبری در انگلیس به این کشور اعزام گردید. در مدت تصدی این مسئولیت ضمن ایجاد تحرک بیسابقهای در فعالیتهای اسلامی انگلیس و اروپا، به تأسیس دهها مؤسسۀ فرهنگی و دینی در انگلستان و شهرهای مختلف اروپا پرداخت و تحولی گسترده در زمینه های فعالیتهای فرهنگی اسلامی در اروپا و به ویژه انگلیس به وجود آمد.
فعالیتهای بنیادین فرهنگی در انگلیس
علاوه بر تأسیس مرکز اسلامی انگلیس در لندن، مسجد امام حسین (علیه السلام) لندن، مسجد اسلامی کرولی لندن، مرکز اسلامی منچستر، مرکز اسلامی بیرمنگام، مرکز اسلامی نیوکاسل، مرکز اسلامی کاردیف، مرکز اسلامی اهل البیت گلاسکو، مجتمع آموزشی و فرهنگی ایرانیان در لندن، مؤسسۀ بهار (ویژۀ تازه مسلمانان)، بنیاد جوانان فجر و مؤسسۀ بانوان مسلمان، بخشی از فعالیتهای بنیادین ایشان در مدت مأموریت در انگلستان بود.
پایه گذاریهای علمی در انگلیس
معظمله در عرصۀ تأسیس مراکز علمی پژوهشی ایرانی و اسلامی در انگلیس نیز فعالیتهای بسیاری انجام داده است؛ از جمله: تأسیس حوزۀ علمیه امام حسین (علیه السلام) در لندن از مراحل ابتدایی تا مرحلۀ خارج کالج (دانشکدۀ) علوم اسلامی لندن Islamic College for Advanced Studies، دانشکدۀ Oxford Academy در شهر علمی آکسفورد (که هم اکنون در اختيار دانشگاه آزاد است و با نام Azad University مشغول به فعالیت است)، کرسی شیعه شناسی در دانشگاه بزرگ کمبریج، کرسی شیعه شناسی در دانشگاه بریستول، دفتر همکاریهای علمی اسلامی در دانشگاه SOAS لندن، انجمن علمای مسلمان اروپا و تعداد دیگر از مؤسسات فرهنگی، علمی و دینی.
فعالیتهای گوناگون فرهنگی خارج از کشور
فعالیتهای فرهنگی گستردهای نظیر کنگره های مهم و بین المللی علمی و دینی؛ نظیر: گفتگوی تمدنها، تحلیل و بررسی تروریسم، فرهنگ و تمدن اسلامی ایران، کنگرۀ نورآوریها در اندیشۀ امام خمینی، کنگرۀ مصلح جهانی در ادیان آسمانی، کنگرۀ بررسی اندیشه و افکار مولانا جلال الدین رومی و دهها کنگره و همایش علمی که با همکاری مؤسسات علمی برجستۀ اروپا و آمریکا و مشارکت اندیشمندان ایرانی، اروپایی، آمریکایی و سایر کشورهای جهان انجام گرفت و نیز راه اندازی دهها مجله و نشریه به زبانهای مختلف انگلیسی، فارسی، عربی و اردو، بخشی از فعالیتهای فرهنگی گستردۀ ایشان در مدت مأموریت نمایندگی مقام معظم رهبری (حفظه الله) در انگلیس بود.
بازگشت به قم
سرانجام در سال 1383 هـ . ش، پس از ۱۰سال فعالیت، با کسب اجازه از مقام معظم رهبری به وطن بازگشت و فعالیتهای گذشتۀ علمی و فرهنگی خود را در داخل کشور ادامه داد.
پس از بازگشت از انگلیس، با حکم مقام معظم رهبری (دام ظله) به عضویت شورایعالی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و نیز شورای عالی مجمع جهانی اهلبیت (علیه السلام) منصوب شد. و با انتخاب شورای عالی مجمع مزبور، بهعنوان نایبرئیس و دبیر شورای عالی و همچنین سرپرست مجمع جهانی اهلبیت (علیه السلام) منصوب گردید.
مسئولیتها
مسئولیتهای پیشین و حال
با پیروزى انقلاب شکوهمند اسلامى، مسئولیت روحانیت سنگینتر شد. بر همین اساس، معظمله آمادگى یافت تا هر وظیفهاى که به ایشان محول شود، بپذیرد:
▪ ریاست دادگاههاى انقلاب اسلامى آبادان و خرمشهر به دستور آیتالله شهید قدوسى در سال ۱۳۵۹ هـ . ش، اولین مسئولیت ایشان بود.
▪ در سال ۱۳۶۰ هـ . ش، نیز ریاست دادگاههاى انقلاب اسلامى خوزستان و در سال ۱۳۶۱ هـ . ش، با حفظ سمت، ریاست دادگسترى خوزستان را به عهده گرفت.
▪ در سال ۱۳۶۲ هـ . ش، به علت شدت اشتیاق به ادامۀ تحصیل و نیز سپرى شدن شرایط بحرانى اوایل جنگ به حوزۀ علمیه بازگشت و از مسئولیتهاى یاد شده، استعفا کرد.
▪ در سال ۱۳۶۲ هـ . ش، شاخۀ نظامى مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق را تأسیس نمود که بعدها به «سپاه نهم بدر» معروف شد و از سال ۱۳۶۶ - ۱۳۷۵ هـ . ش، مسئولیت نمایندگى ولىّ فقیه در نیروهاى سپاه بدر را نیز بر عهده داشت.
▪ در سال ۱۳۶۵ هـ . ش، بنا به درخواست مردم دزفول، به امامت جمعۀ دزفول و نمایندگى حضرت امام خمینی در آن شهرستان منصوب شد و تا آخر جنگ به طور مستمر، در آنجا حضور داشت.
▪ پس از استعفا از دادگسترى، مسئولیتهایى نظیر: حاکم شرع هیئتهاى واگذارى زمین خوزستان (۱۳۶۲ - ۱۳۷۳ هـ . ش) و نیز نمایندگى ولىّ فقیه در دانشگاه شهید چمران اهواز (۱۳۶۹ - ۱۳۷۴ هـ . ش) را بر عهده داشت.
▪ معظمله، در مدت جنگ و بهویژه در هنگام تصدى امامت جمعۀ دزفول، در جبهه هاى حق علیه باطل در کنار رزمندگان حضور داشت و موجب تشویق و دلگرمى آنان بود.
▪ در سال ۱۳۶۹ هـ . ش، از سوى مردم شریف خوزستان به مجلس خبرگان رهبرى راه یافتند.
▪ در سال ۱۳۷۳ هـ . ش، بهعنوان نمایندۀ مقام معظم رهبرى در اروپا به انگلیس اعزام شد.
▪ معظمله، پس از نزدیک به ۱۰ سال جهاد و فعالیت در کلیۀ عرصههاى علمى، فرهنگى و اجتماعى در اروپا، در خرداد ماه سال ۱۳۸۳ هـ . ش، بار دیگر به حوزۀ علمیۀ قم بازگشت تا در این نهاد علمى مقدس خدمت نماید.
▪ معظمله پس از بازگشت از انگلیس علاوه بر تدریس دروس خارج فقه و اصول و تألیف کتب و مقالات متعدد به تأسیس «مرکز جامع علوم اسلامی» و «مدرسۀ عالی امیرالمؤمنین (علیه السلام) » جهت تعلیم طلاب خارجی همت گماشت و مسؤلیتهای مختلفی از جمله عضو مطالعات راهبردی و عضو هیئت امنای جامعة المصطفی العالمیة و عضو هیئت علمی بعثۀ مقام معظم رهبری و ریاست دانشگاه بینالمللی علامه عسکری را بر عهده دارند.
▪ حضرت آیتالله اراکی (دامت برکاته) با حکم حضرت امام خامنهای (حفظه الله) در تیر ماه ۱۳۹۱ هـ . ش، به سمت دبیرکلی مجمع تقریب مذاهب اسلامی در آمدند.
▪ معظمله در سال 1394 هـ . ش، بهعنوان نماینده مردم شریف استان مرکزی به پنجمین دورۀ مجلس خبرگان رهبری راه یافتند.
▪ ایشان در شهریور سال 1401 هـ . ش، با حکم حضرت امام خامنهای (مد ظله) بهعنوان عضوی از اعضای حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شدند.
اجازات
1. اجازۀ اجتهاد از آیتالله العظمی فاضل لنکرانی (رحمه الله علیه)
2. اجازۀ اجتهاد از آیتالله العظمی محمد مؤمن (رحمه الله علیه)
3. اجازۀ امور حسبیه از حضرت امام خمینی (قدس سره)
4. اجازۀ امور حسبیه از حضرت امام خامنهای (مد ظله)
6. اجازۀ امور حسبیه از آیتالله العظمی گلپایگانی (رحمه الله علیه)
5. اجازۀ امور حسبیه از آیتالله العظمی محمدعلی عراقی (اراکی) (رحمه الله علیه)
تدریس و تألیف
تدریس
معظمله، از همان آغاز تحصیل، پس از اتمام هر دورۀ تحصیلى و انتقال به مرحلۀ بعد، مرحلۀ قبلى را تدریس مىکرد. هنگامى که در نجف بود، مقدمات را تا لمعه تدریس کرد و پس از انتقال به قم، شرح لمعه، رسائل، مکاسب، نهایة الحکمة، شرح منظومه، اسفار، اشارات، شرح تجرید و کفایة الأصول را تدریس نمود. در اهواز نیز به تدریس مکاسب، رسائل و شرح لمعه اشتغال داشت.
همچنین از آغاز ورود به قم در مدرسۀ حقانى، دروسى نظیر انشاى عربى، فلسفه و اصول عقاید را تدریس کرد و پس از شهادت آیتالله قدوسى در مدرسۀ شهیدین، به تدریس رسائل و شرح لمعه نیز مشغول شد.
همچنین، از آغاز اعزام به انگلستان جهت نمایندگى از مقام معظم رهبرى (حفظه الله) و پس از تأسیس حوزۀ علمیه در پایتخت این کشور (لندن)، به تدریس خارج فقه (مباحث حکومت اسلامى و قضاء) و اصول پرداخت؛ علاوه بر آن دروسى نظیر فلسفه، رسائل، مکاسب، حلقات اصول، تفسیر قرآن به زبانهاى فارسى، عربى و انگلیسى نیز مشغول شد.
در حال حاضر حضرت آیتالله اراکی (حفظه الله) به تدریس دروس خارج اصولفقه و خارج فقه نظام در زمینههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگ و خانواده در حوزۀ علمیۀ قم اهتمام دارند.
تألیف و تحقیق
استاد معظم در سال 2012 میلادی، موفق به اخذ مدرک دکترای فلسفهݘ غرب از دانشگاه پورتموث لندن شدند که تز دکترای ایشان کتابی به نام فلسفۀ جبر و اختیار یا آزادی و علیت است.
معظمله، با وجود مشغلههاى کارى به خدمت در عرصۀ تألیف توجه خاصى داشته و دارند و تاکنون آثار زیادى به زبانهاى فارسى، عربى و انگلیسى را به رشتۀ تحریر درآوردهاند.