دلیل شرعی وجود نسب در کودکان متولد از طریق اهداء تخمک چیست؟
اهدای تخمک به زنی که همسر شرعی دارد با توافق طرفین اشکالی ندارد و فرزندی که متولد می شود فرزند شوهر شرعی آن زن است و زنی که فرزند را می زاید مادر اوست. پس از تزریق تخمک به زن دارای همسر شرعی، آن تخمک جزء بدن آن زن می شود و فرزند حاصل از تخمک مذکور که با اسپرم شوهر شرعی آن زن بارور می شود فرزند آن زن و شوهر است.
دلیل شرعی وجود نسب در کودکان متولد از طریق اهداء اسپرم چیست؟
استفاده از اسپرم مرد اجنبی در رحم زن اجنبیه جایز نیست مگر آنکه عقد شرعی بین آن دو به وجود آید و پس از آن از اسپرم مرد در رحم زنی که همسر شرعی اوست استفاده شود. بنابراین الحاق ولدی که از اسپرم مرد اجنبی به وجود آمده به آن مرد ثابت نیست.
نسب در فرزندان متولد از بارورهای نوین پزشکی به چه دلیل شرعی وجود دارد؟
اگر باروری از طریق استفاده از نطفۀ مرد باشد و پس از بارورشدن آن، در رحم همسر شرعی وی کاشته شود و فرزند به دنیا بیاید، صاحب نطفه، پدر است شرعاً و عرفاً، چون ولد، نماء نطفۀ اوست و همسری که فرزند را زائیده، مادر شرعی است لقوله تعالی: (إِنْ أُمَّهاتُهُمْ إِلاَّ اللاَّئي; وَلَدْنَهُمْ) [سورۀ مجادله: 2].
آیا حقیقت شرعیه مختص به زمان پیامبر اسلام است یا در سایر ادیان و پیامبران صاحب تشریع نیز مى تواند وجود داشته باشد؟
در سایر ادیان مى تواند باشد لکن اطلاع بر احکام و اوضاع لفظی مربوط به انبیای سایر ادیان تنها از طریق بیان قرآن و رسول اکرم (ص) و معصومين (ع) مقدور است.
حکم خواندن روضه های دروغ در عزاداری
نسبت دروغ دادن به مؤمن، حرام است و حرمت آن در حق معصومین (ع) اشدّ است. البته بیان لسان حال به نحوی که موجب وهن و استخفاف به معصومین (ع) یا سایر مؤمنین نشود مانعی ندارد.
حکم طهارت جستن خون در عزاداری امام حسین (ع)
خون انسان به طور مطلق نه طاهر است و نه مطهّر. و ادلۀ بر آن هم در کتاب و هم در روایات متعدّد قطعی است. در سورۀ انعام از قرآن کریم آیۀ 145 آمده است: (إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ) و در روایات معتدّد دربارۀ نماز در لباسی که در آن خون است و خون آن بیش از یک درهم یا دینار است وجوب غَسل ثوب آمده است که بر نجاست خون دلالت دارد و دربارۀ خون معصوم نیز از عبارت امام که فرمود: "إِنَّ بِي دَمَامِيلَ وَ لَسْتُ أَغْسِلُ ثَوْبِي حَتَّى تَبْرَأَ" [الکافی؛ ج 3، ص 58] از مفهوم آن غَسل خون قروح و جروح پس از خوب شدن استفاده می شود که دلالت بر اجتناب معصوم(ع) از خون بدن خویش دارد. البته نجاست خون معصوم ربطی به طهارت از رجس آن حضرات ندارد.